بیان مسئله
در سال های اخیر کمک به زوج ها برای بهبود روابط زناشویی خود با استفاده از روش های مختلف درمان مورد توجه قرار گرفته است سوال اصلی این تحقیق این است که آیا سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه معناداری دارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا به تشریح هر یک از مفاهیم سبک های دلبستگی ، صمیمیت جنسی و رضایت زناشویی می پردازیم:
داشتن رابطه?ی صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است. تلاش در جهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی با فرد همراه است. دلبستگی و داشتن رابطه برای رشد روانی، تکوین شخصیت و سلامت هیجانی ضروری است و بر سلامت هیجانی، احساس امنیت و بهداشت روان انسان ها تاثیر می گذارد. بررسی های قبلی رضایتمندی زناشویی به طور کل نشان مید هند که وضعیت جنس افراد، پیش بینی کننده رضایتمندی نمی باشد ( اسمیت3 ، 1985؛ به نقل از تابع بردبار، 1383). در پژوهش دیگری با عنوان رابطه بین دلبتسگی و روشهای حل تعارض و رضایت زناشویی (فینی4، 1999) ایمنی دلبستگی با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشت.
نظریه ی دلبستگی، انسان را به عنوان موجودی اجتماعی می نگرد که ظرفیت برقراری ارتباط با سایر انسا ن ها را دارد. یک رابطه ی امن با فردی صورت می پذیرد که نسبت به او احساس دلبستگی بشود. این ارتباط امن بیشتر با همسر شکل می گیرد و همسر شکل اولیه?ی دلبستگی و منبع عمده?ی امنیت و احساس آرامش است. افرادی که احساس ایمنی می?کنند به همسر خود دلبستگی روشن تر، منسجم تر و پیوسته تری داشته و احساس مثبتی نسبت به خود دارند. زوجینی که دلبستگی ایمن دارند نسبت به یکدیگر متعهدتر هستند. آن ها از رابطه ی بین فردی خود بیشتر احساس رضایت می کنند و این امر سبب تداوم رابطه بین آنها می گردد (بالبی5 ، 1982).
دلبستگی فهم ما را وقایع ارتباطی روانه مثل رابطه ی جنسی، دلبستگی بین زوجین را نسبت به هم زیاد می کند.برای بسیاری از زوج ها ارتباط جنسی زمانی اتفاق می افتد که قادر باشند ارتباط لطیف تری را با یکدیگر برقرار کنند و نیازهای ذلبستگیشان را پاسخ گویند. روابط جنسی جزیی از ارتباطهای عاشقانه ی زوجین است و پیوندهای عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه ی جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی زوجین هستند(هازان و همکاران، 1982).
در این میان صمیمیت جنسی موضوعی پیچیده است که نیاز به توجه ویژه ای دارد؛ زیرا رضایتمندی در این زمینه بر جنبه?های دیگر روابط زوجین اثر می?گذارد. صمیمیت جنسی شامل در میان گذاشتن تجارب عاشقانه با یکدیگر، نیاز به تماس بدنی، آمیزش جنسی و روابطی می?شود که برای برانگیختن، تحریک و رضایت جنسی طرح ریزی می شود. مشاوران در طول سال?ها کار با مراجعان متوجه گردیده اند که صمیمیت جنسی بیشترین حساسیت و در عین حال بیشترین مشکلات را برای زو ج ها به ارمغان می آورد. اگر زوجین نسبت به تفاوت های خود در تقاضاهای جنسی و تمایلات مختلفشان در آمیزش جنسی آگاهی داشته باشند می توانند قبل از آن که ارتباطشان دچار مشکل گردد آن را مورد درمان قرار دهند. برعکس اگر زوجین به صمیمیت جنسی خود آگاه نباشند باید شاهد برون ریزی مشکلات باشند(باگارزی6، 2001) و این مسئله در واقع می تواند رضایت زناشویی را بالا برد. این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی صورت خواهد گرفت.
اهمیت و ضرورت پژوهش
روابط جنسی بخشی ضروری از بیشتر روابط صمیمی زن و مرد است تا جایی که در غالب جوامع ، ازدواج با روابط جنسی آغاز می شود.(اسپریچر7 و همکاران، 2006؛ اپت8 و همکاران، 1994، به نقل از عارفی و همکاران،1391)اشاره می کنند که رابطه ی جنسی موضوعی است که در ادبیات پژوهشی مورد غفلت واقع شده است. در ایران مولفه های دیگر زناشویی به وفور مورد بررسی قرار گرفته اند، اما روابط جنسی به ندرت مورد توجه پژوهشگران بوده است.
با توجه به اهمیت کارکرد متعادل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن، شناخت عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایه ی استحکام بخش زندگی خانوادگی است، ضروری به نظر می رسد. بنابر این در صورت توجه به عوامل موثر بر رضایت زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضایتمندی زناشویی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی خانواده ها و در کل جامعه کاهش یابد. همچنین با ارتقاء سطح رضایتمندی زناشویی و رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی فرهنگی و اقتصادی خواهند پرداخت و خانواده ها نیز از این پیشرفت سود خواهند برد (ثنایی ، علاقبند و هومن، 1379). بنابراین برای افزایش رضایتمندی زناشویی باید عوامل مرتبط با آن شناسایی گردد همچنین به نظر می رسد نظریه ی دلبستگی بر اهمیت صمیمیت تاکید می کند و بر این باور است که صمیمی شدن با افراد خاص یکی از نیازهای انسان است. میل به صمیمیت ریشه های زیست شناختی دارد و در اکثر افراد از تولد تا مرگ ادامه می یابد. میل به صمیمیت برای دلبستگی مهم است و روابطی که میل رسیدن به صمیمیت را ارضا می کنند منجر به دلبستگی های ایمن تر بین زوجین می گردند. مطالعات نشان داده اند که دلبستگی با رضایت زناشویی(رحیمیان و همکاران،2007) و نیز مسایل مختلف جنسی در ارتباط است (دمپستر9 و همکاران،2007؛ استیون وهمکاران، 2002؛ کوپر وهمکاران ، 2006؛ براسرد و همکاران، 2007) و این یافته ها باعث شده است که توجه پژوهشگران به نقش دلبستگی در مسایل جنسی افزایش یابد. بنابراین با توجه به مطالبی که گفته شد لزوم پرداختن به موضوع رابطه سبک دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی محرز می گردد.
اهداف تحقیق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

هدف اصلی تحقیق : بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی در زوج های شهر کرمانشاه است.

اهداف فرعی :
تعیین رابطه سبک دلبستگی اجتنابی با رضایت زناشویی
تعیین رابطه سبک دلبستگی دو سوگرا با رضایت زناشویی
تعیین رابطه صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی
فرضیه‏های تحقیق:
سبک دلبستگی اجتنابی با رضایت زناشویی رابطه دارد.
سبک دلبستگی دو سوگرا با رضایت زناشویی رابطه دارد.
صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه دارد.
تعاریف مفهومی:
رضایت زناشویی : عبارت است از انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آن را در زندگی?اش تجربه می کند (یوسفی، 1384).
دلبستگی : یک رابطه عاطفی و نسبتا پایدار است که در آن انگاره دلبستگی به عنوان یک موضوع بی همتا و غیر قابل جایگزین با فرد دیگر مطرح می شود(پاپالیا10، 2002).
صمیمیت جنسی : صمیمیت جنسی شامل در میان گذاشتن تجارب عاشقانه با یکدیگر، نیاز به تماس بدنی، آمیزش جنسی و روابطی می?شود که برای برانگیختن، تحریک و رضایت جنسی طرح ریزی می شود (بطلانی و همکاران، 1389).
تعاریف عملیاتی :
رضایت زناشویی : نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ بدست آورده است.
سبک دلبستگی : نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه سبک دلبستگی سیمپسون بدست می آورد.
صمیمیت جنسی: نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه صمیمیت جنسی باگاروزی بدست می آورد.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
تعاریف و مفاهیم بنیادی
رضایت مندی ازدواج
از تعاریف برونداد ناشی از مجموعه‌ای از عوامل نظیر حل تعارض موفقیت‌آمیز، یا موفقیت در فعالیت‌های مرتبط با شادکامی در فرآیند ازدواج را به عنوان تعریف رضامندی زناشویی عنوان می‌کنند. رضایت زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زوجین به وجود می‌آید؛ زیرا لازمه آن، انطباق سلیقه‌ها، شناخت ویژگی‌های شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل‌گیری الگو‌های مراوده‌ای است. (خدابخش احمدی و همکاران،1380(.
ازدواج در زمره ی تکالیف و سنت هایی است که از دیر باز در جوامع بشری مورد توجه بوده است. زندگی متأهلی از جمله مقاطع چالش برانگیز و گاه تنش زای دوران حیات هر فرد به حساب می آید. (دیویس 11 ،1994) گذر از زندگی متأهلی را از مشکل ترین مراحل انتقال زندگی می داند. با وجود آمار زیاد طلاق تعجب آور نیست که دانشمندان علوم اجتماعی مشتاقانه در پی پاسخ به این سوال هستند که “راز ماندگاری ازدواج ها چیست؟”. پژوهش ها تأکید دارند درماندگی زناشویی و تعارض زناشویی مخرب، خطرسازترین عوامل در بیشتر اختلالات و آسیب های روانشناختی به حساب می آیند(از جمله کوی و همکاران،1993، به نقل از عارفی و محسن زاده،1391).
اکثر زن و شوهرها در ابتدای زندگی مشترک، رضایت زناشویی متفاوتی را نشان می دهند که رضایت زناشویی زنان از عوامل متعدد و به صورت متفاوت از مردان تأثیر می پذیرد و سبک های دلبستگی از جمله این عوامل است (گاتمن، 1999؛ مارکمن و همکاران، 1994، به نقل از امان الهی و همکاران، 1389). متون دینی مؤلفه‌های مؤثری را در‌این زمینه ارایه می‌دهند.
رضایت زناشویی
رضایت زناشویی عبارت است از احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند. بررسی عوامل موثر در رضایت زناشویی از این جهت حائز اهمیت است که رضایت فرد از زندگی زناشویی بخش مهمی از سلامت فردی محسوب می گردد(سلیمانیان، 1373). رضایت زناشویی یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر عملکرد خانواده می باشد. همه زوج ها به دنبال آن هستند که از زندگی زناشویی خود لذت ببرند و احساس رضایت کنند (رضا زاده، 1381).رضایت زناشویی به معنای داشتن احساس مطلوب از ازدواج است و یک تجربه شخصی در ازدواج است که تنها توسط خود فرد در پاسخ به میزان لذت رابطه زناشویی قابل ارزیابی است. رضایت زناشویی به انتظارات افراد بستگی دارد، با توجه به اهمیت کارکرد متعادل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن، شناخت عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایه ی استحکام بخش زندگی خانوادگی است، ضروری به نظر می رسد. بنابراین در صورت توجه به عوامل موثر بر رضایت زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضایتمندی زناشویی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی خانواده ها و در کل جامعه کاهش یابد(کاپلان و سادوکس،2002).
همچنین رضایت زناشویی، انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می کند(مادانس12، 1981). وینچ13 معتقد است رضایت زناشویی انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است (وینچ14، 1974). برخی از صاحب نظران در تعریف رضایت زناشویی، آن را تابع مراحل چرخه زندگی می دانند. راه های مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد. و بهترین تعریف را هاکینز ارایه کرده است او رضایت زناشویی را احساس خشنودی، رضایت و لذت توسط زن و شوهر زمانی که همه ی جنبه های ازدواج خود را در نظر می گیرند تعریف می کند. رضایت یک متغیر نگرشی است، بنابراین، طبق تعریف مذکور رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خود دارند(الیس15 و همکاران، 1996؛ به نقل از بیرامی و همکاران، 1390).
رضایت زناشویی16 ، ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطه ی زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها، خواسته ها و آرزوهای شخصی و زوجی در این رابطه است (گلس17، 1995) می تواند انعکاسی از میزان شادی افراد از روابط زناشویی را به عنوان یک موقیت روانشناختی در نظر بگیرد که خود به خود به وجود نمی آید، بلکه مستلزم تلاش هر دو زوج است. بویژه در سال های اولیه، رضایت زناشویی بسیار بی ثبات است و روابط در معرض بیشترین خطر قرار دارند(احمدی و همکاران، 2010). هرچند مطالعه ی رضایت زناشویی پیشینه ی طولانی و مستندی دارد، آمارهای طلاق حاکی از آن است که دانش ما در مورد شیوه های رسیدن به رضایت زناشویی و حفظ آن در سطحی بسنده و اطمینان از موفقیت زناشویی، بسیار اندک است. به لحاظ تاریخی بیشتر پژوهش ها درباره رضایت زناشویی، روابط خطی ساده بین متغیرها رابررسی کرده اند. ازجمله بر رابطه ی بین تعاملات زناشویی و رضایت زناشویی) کردک، 1995)، ویژگی های شخصیتی با رضایت زناشویی)لارسون و هولمن18، 1994) باورهای ناکارآمد شخصی بارضایت زناشویی (کردک، 1997)، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی (کولینز19، 2008) تمرکز شده است. زوج هایی که به شیوه ی مصالحه تعارضات خویش راحل می کنند، رضایت زناشویی بیشتری را گزارش کردند(آبراهام و براین20، 2000؛ به نقل از حسینی نسب و همکاران، 1388). پژوهش ها نشان می دهد که سطوح بالای رضایت جنسی با کیفیت و پایداری بیشتر روابط جنسی هم بسته است( اسپریچروکیت21،2004). همچنین هاسیبروک و فهر(2002) در مطالعه ی تحلیل عامل نشان دادند رضایت جنسی یک مؤلفه ی عمده ی مدل کیفیت رابطه ی زناشویی است. گاتمن22 (1999) و مارکمن23 و همکاران (1994) معتقدند که اکثر زن و شوهرها در ابتدای زندگی مشترک، رضایت زناشویی متفاوتی را نشان می دهند. این مسائل نشان می دهد که رضایت زناشویی زنان از عوامل متعدد و به صورت متفاوت از مردان تأثیر می پذیرد و سبک های دلبستگی و عشق از جمله این عوامل است(امان الهی و همکاران،1391).
عوامل موثر بر رضایتمندی زناشویی
یافته های پژوهشی، نشانگر آن است که عوامل متعددی در رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد از جمله: شخصیت (اسچنورمن- کروک24 ، 2001) تحصیلات و طبقه اجتماعی (جلیلی، 1375، مرادی، 1386). عقاید مذهبی ( اعرافی، 1385، هاشمی، گلشن آبادی، 1386)، مسایل مالی، علاقه، توجه، حمایت و درک همسر، اشتغال زنان، تعداد فرزندان(ترک، 1385)، طول مدت ازدواج، صرف اوقات فراغت( هیوستون25 و همکاران، 1986)، روحیه همکاری ( گاتمن، 1994)، مسایل جنسی ( فرانکن، 1998؛ شاملو، 1381)، وابستگی شدید زوجین به خویشان و دوستان( ترمن26 به نقل از سلیمانیان، 1373)، و بالاخره سبک های دلبستگی(بانز 27، 2004) و راهبردهای حل تعارض در زوجین( گاتمن، 1994، 1998. به نقل از فروشانی و همکاران، 1388). تحقیقات دیگر نشان می دهد که متغیرهای متعدد مانند عشق، تعهد، ارتباط، اعتماد متقابل، صمیمیت، احترام، حمایت، وفاداری، علایق مشترک، در متقابل، نگران یکدیگر بودن و توجه کردن، تبادل متقابل احساسات و افکار و تجربیات با رضایت زناشویی رابطه دارند (کاسلو و رابینسون28، 1996).
ارتباط موثر در رضایت زناشویی
ارتباط موثر29 نقش برجسته ای در رضایت زناشویی دارد و می تواند نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت برای زوجین داشته باشد (استانلی30 و همکاران، 2002). بیان عواطف31 عاملی اساسی در تمایز زوج های راضی از ناراضی است، چون نقش مهمی در رشد صمیمیت رابطه دارد. ابراز متقابل عواطف در زوجین احساس حمایت شدن را ایجاد نموده و خودآشکارسازی32 بیشتر در رابطه را در پی دارد (ساندرسون و ایوانس33 2001 ؛ به نقل از بشارت و گنجی،1391). پژوش ها قویأ از این ایده حمایت می کنند که افراد متأهل در مقایسه با مطلقه ها، جدا شده ها، بیوه ها، و ازدواج نکرده ها سلامت روان شناختی بیشتر و فشار روانی 34 کمتری را تجربه می کنند (دمو و اکوک35 ،1996؛شنبورن36 ،2004). درایران تأثیر برنام? غنی سازی ارتباط، در افزایش رضایت زناشویی(نظری، 2004) و سازگاری زناشویی(طاهری، 2010) وکیفیت روابط زناشویی زوج ها(عیسی نژاد و همکاران، 2010)تائید شده است.
با وجود آمار زیاد طلاق تعجب آور نیست که دانشمندان علوم اجتماعی مشتاقانه در پی پاسخ به این سوال هستند که “راز ماندگاری ازدواج ها چیست؟”. پژوهش ها تأکید دارند درماندگی زناشویی و تعارض زناشویی مخرب، خطرسازترین عوامل در بیشتر اختلالات و آسیب های روانشناختی به حساب می آیند(از جمله کوی و همکاران،1993)، و مولفه های موفقیت زناشویی با عمر طولانی و سلامت بیشتر هم بسته هستند(لیلارد و پانسین37، 1996؛ موری38 ،2000؛ به نقل از عارفی و محسن زاده،1391).
بخش گسترده ای از پژوهش ها به نقش ارتباط موثر به عنوان مولفه ای محوری در رضایت زناشویی پرداخته اند(از جمله کارر39 و گاتمن،1999؛ نولر،1988؛ راجی و برادبور40 ،1999). پژوهش گران دیگری پیشنهاد کرده اند رضایت از رابطه جنسی نیز نقش حیاتی در ایجاد و حفظ یک ازدواج شاد دارد (آپت41 و دیگران، 1996؛ یانگ42 و همکاران، 2000؛ دونلی43، 1994). با این وجود، معدود پژوهش هایی به ارتبا ط این سازه ها با همدیگر و ماهیت تأثیر و تأثر آنها در پیش بینی رضایت زناشویی پرداخته اند.
تعارض در رابطه زناشویی
زمانی که تعارض به میزان زیادی در زندگی زناشویی بروز نماید و زوجین نتوانند به نحو موثر با آن کنار بیایند، پیامدهای منفی زیادی برای سلامت روانی و جسمی زن و شوهر و فرزندان به بار خواهد آمد که جنبه های مفید زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. وقوع تعارض زناشویی حتی در ازدواج های موفق، امری عادی تلقی می شود و یک رابطه صمیمانه لزوما مترادف یک درگیری عاطفی و رفتاری با خوشی نیست، بلکه اغلب از طریق حلموفقیت آمیز تعارض زناشویی به گونه ای حاصل می شود که رضایت طرفین را د ر بر داشته باشد.با توجه یه اهمیت استحکام و بقاء کانون خانواده و سلامت و بهزیستی افراد جامعه بررسی مسائل و مشکلاتی که منجر به فروپاشی خانواده و روابط زناشویی می شود ضروری به نظر می رسد(رسولی، 1380).
اختلاف و دلزدگی در رابطه زناشویی
(برنشتاین44 و برنشتاین، 1989) نشان داده اند که بسیاری از همسران در برقراری و حفظ روابط دوستانه و صمیمی با یکدیگر دچار مشکل اند چون انتظار دارند تااز ازدواج به گونه ای کلی و از همسران به گونه ای اختصاصی ،منافعی به دست آورند.به بیان دیگر، انتظارهای آنان از روابط زناشویی بیشتر ،گسترده تر و در بسیاری موارد غیرمنطقی تر شده اند و حتی توانسته اند زمینه دلزدگی از زندگی زناشویی را فراهم آورند. بسیاری از تعارضات و مشکلات با منشا روانشناختی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیر عقلانی میداند.(موسوی ،1383). براساس نظریه عقلانی -عاطفی رفتاری الیس داشتن رشته ای از تفکرات و باورهای غیرمنطقی میتواند منجر به اختلال در رابطه زناشویی گردد(مهدویان ،1376).در واقع تفکرات غیرمنطقی همان اندیشه های باطل و وهمی و خیالی هستند که منجر به بروز اختلافات رفتاری و اختلافات زناشویی میشوند(شفیع آبادی وناصری ،1368).
بسیاری از همسران زندگی مشترک خود را با عشق آغاز میکنند و در این زمان هرگز به این موضوع فکر نمیکنند که روزی ممکن است شعله عشق آنا به خاموشی گراید.الیس عنوان میکند زوج هایی که به تازگی ازدواج کرده اند کمتر به این فکر میکنند که ممکن است زمانی عشق افسانه ای آنها کم رنگ شود واین درست زمانی است که دلزدگی آغاز شده است.(ادیب راد و ادیب راد ،1384). دلزدگی یک حالت تجربه شده خستگی جسمی ،عاطفی و روانی است (شاداب،1381) که در نتیجه اختلاف زیاد بین انتظارات و واقعیت ناشی میشود(نویدی ،1384).
دلزدگی زناشویی به علت مجموعه ای از توقعات غیرواقع گرایانه و تفکرات غیرمنطقی و فراز و نشیب های زندگی بروز میکند. برخلاف عقیده اغلب رویکردهای بالینی که در زوج درمانی استفاده میشود ،دلزدگی زوج ها به علت وجود اشکال در یک یا هردو نفر نیست .دلزدگی از عشق یک روند تدریجی است و به ندرت به طور ناگهانی بروز میکند. در واقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد و به همراه آن خستگی عمومی عارض میشود که در شدیدترین نوع آن دلزدگی با فروپاشی رابطه برابر است(برنشتاین ،ترجمه زنده جانی ،1380).
برخی از پژوهشگران بر این باورند که مشکلات زناشویی در سبک های دلبستگی زوج ها ریشه دارند. کوباک، راکسچل45 و هازن(1994) پیشنهاد کردند که نشانه های آشفتگی زناشویی نشانه ای از دلبستگی ناایمن است. نارضایتی همسران اغلب از ترس های برخاسته از سبک دلبستگی آن ها نشات می گیرد( ترس از رها شدن یا نبود صمیمیت). همچنین پیروان زوج درمانی هیجان مدار بر این باورند که مشکلات زوج های آشفته در سبک های دلبستگی آن ها ریشه دارند که باید برای ایجاد پیوند عاطفی امن میان زوج ها دوباره بررسی، پردازش و تغییر یابند) به نقل از خسروی و همکاران، 1390).
رضایت از رابطه جنسی
یکی از مولفه های مهمی که در بافت زناشویی، ارتباط و سازگاری زناشویی را متأثر می کند رضایت رابطه جنسی است. لومن46 و دیگران(1994) مطالعه ای را با عنوان “رابطه جنسی در آمریکا” انجام دادند و دریافتند رضایت جنسی و بهزیستی به طور جدا نشدنی به هم مرتبط هستند. کریستوفر و اسپریچر47(2000) اظهار می کنند گرچه دانش ما در مورد روابط جنسی زناشویی پیش از گذشته است ولی در این مورد که روابط جنسی چگونه بر زندگی زناشویی اثر می گذارد و در مورد ماهیت تأثیر و تآثر آن با دیگر پدیده های زناشویی دیدگاه محدودی داریم. طبق نظر گورمن مشکلات زناشویی که در پیوستار سازگاری زناشویی، پس و پیش می روند، به عنوان انعکاسی از عناصر تعاملی تجربه انسانی به حساب می آیند. بنابراین هم چنان که جانسون، آمولوزا و بوت اظهار کرده اند کیفیت رابطه زناشویی خاصیت دو نفری دارد و چیزی نیست که اشخاص بتوانند آن را از یک ازدواج به ازدواج دیگر منتقل کنند(هنریک48، 1996).
رضایت از زندگی و رابطه زناشویی
رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه خواهد شد(عدالتی و ردزوان49، 2010). همچنین با ارتقاء سطح رضامندی زناشویی و رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهند پرداخت و خانواده ها نیز از این پیشرفت سود خواهند برد(ثنایی،علاقبند و هومن، 1379).
دربسیاری از فرهنگ ها به روابط زناشویی به منزله منبع اولیه حمایت و عاطفه نگریسته میشود(لاوینگر و هیستون50،1990) و از همسران انتظار میرود تا یک رابطه انحصاری ،صداقت ،علاقه ،عاطفه و نیز صمیمیت و حمایت از خود نشان میدهند .تقریبا تمامی زوج ها در ابتدای زندگی زناشویی و سطح بالایی از رضایت را گزارش میکنند(مارکمن و هالوگ 51،1993).اما این رضایت در خلال زمان کاهش می یابد. خشنودی، رضایت و خوشبختی زندگی نیاز به تلاش زوجین دارد، علاوه بر این، عواملی بر زندگی زوجین تأثیر گذاشته و موجب بروز ناسازگاری در زندگی می شود. عواملی همچون کیفیت ارتباط قبل از ازدواج، چگونگی ازدواج، شیوه ارتباطی زوجین، نوع شخصیت زوجین، و برخورد با مشکلات زناشویی برخی از این عوامل شناخته شده است(نقل از احمدی،1383).
در واقع ارتباط با همسر جنبه مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی یک فرد است و نارضایتی زناشویی می تواند به توانایی زن و شوهر برای برقراری روابط رضایتمندانه با بچه ها و سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب برساند(مظاهری، 1379). تنوع در جهت گیری دلبستگی بزرگسالی، به الگوهای اختلاف و فشار روانی در روابط عاشقانه، رضایت و توازن عاشقانه و همچنین دوره زمانی روابط عاشقانه مرتبط است. به طور کلی افراد با سبک دلبستگی ناایمن، تعارض بیشتر، رضایت کمتر، ثبات کمتر و دوره های کوتاه تری در روابط عاشقانه خود تجربه می کنند(افخم ابراهیمی،1387)، همچنین نتایج نشان می دهد که مردان سازگاری زناشویی بالاتری نسبت به زنان دارند (ازمنا و اتیکب52 ،2010 ؛ به نقل از خوشخرام و گلزاری، 1390)
تمایلات جنسی انسان
تمایلات جنسی انسان: کانون توجه، علاقه و تحلیل دائمی برای نوع بشر بوده است. توصیف های رفتار جنسی از زمان نقاشی های روی دیوار غارها در پیش از تاریخ، نقاشی های آناتومیک داوینچی رابطه جنسی تا سایت های زشت نگاری امروزی قابل وصول در اینترنت وجود داشته است. تمایلات جنسی با تشریح، فیزیولوژی، فرهنگی که شخص در آن زندگی می کند، روابط با دیگران و تجارب رشدی سراسر چرخه زندگی تعیین می شود. این اصطلاح شامل درک مذکر یا مونث بودن، افکار و تخیلات و نیز رفتارهای خصوصی شخص است. برای فرد بهنجار معمول، جذبه جنسی نسبت به فردی دیگر و هیجان عشقی که متعاقب آن می آید عمیقأ با احساس شادی درونی همراه است. رفتار جنسی بهنجار که برا ی خود شخص و طرف مقابل لذت بخش است، شامل تحریک اعضاء جنسی اولیه از جمله رابطه جنسی است؛ این رفتار یا احساسهای نا متناسب با گناه واضطراب همراه نبوده و در عین حال جنبه جبری هم ندارد (کاپلان و سادوکس، 2002). فروید53 ، چنین فرض می کرد که سلامت روانی را می توان با توانایی شخص برای کارکرد خوب در دو زمینه کار و محبت تعیین کرد. وقتی کسی با حداقل ترس و تعارض قادر به دادن و گرفتن محبت است، می توان گفت که بر قراری روابط صمیمانه را با دیگران دارد. وقتی هم درگیر رابطه ای صمیمانه است،فعالانه برای رشد شادی معشوق می کوشد. عشق پخته به غیر همجنس با صمیمیت مشخص است، که از صفات ویژه روابط بین مرد و زن است. کیفیت صمیمیت در روابط جنسی پخته چیزی است که رولو می54 ، آن را دریافت فعالانه خوانده است، که در آن شخص در عین حال که عشق می ورزد، اجازه می دهد که به او عشق بورزند، “می” ارزشهای عشق جنسی را به گسترش خویشتن شناسی، تجربه شفقت و مهربانی، افزایش غرور و اظهار وجود، و گاهی در لحظه های ارگاسم، حتی از دست دادن احساس جدا بودن از معشوق تشبیه کرده است. در چنین موقعیتی است که سکس و عشق متقابلأ همدیگر را تقویت می کنند و به صورتی سالم در هم می آمیزند. بعضی از مردم تعارض هایی دارند که آنها را در آمیختن تکانه های لطیف و هیجانی باز می دارد. این امر می تواند مانع ابراز تمایلات جنسی در روابط تداخل در احساس نزدیکی با کسی دیگر شده و احساس کفایت و احترام به نفس او را کاهش می دهد. اگر این مسائل شدید باشند ممکن است از ایجاد روابط صمیمانه یا احساس تعهد به آن ممانعت کند(کاپلان وسادوک،2002).
صمیمیت جنسی
صمیمیت تجربه نزدیکی احساسی است. زمانی رخ می دهد که دو نفر از لحاظ احساسی بتوانند به هم نزدیک شوند و احساسات واقعی، افکار، ترس و آرزوهای یکدیگر را کشف کنند. این می تواند تنها زمانی رخ دهد که دو نفر قادرند به یکدیگر خالصانه اعتماد کنند که قادرند خطر آسیبهای موجود را بپذیرند. صمیمیت یک نیاز جهانی برای بشر است، بدون آن ما دلتنگی را تجربه می کنیم. کمبود ادراک صمیمیت یکی از عمومی ترین دلایل فروپاشی روابط است(راندال55 و همکاران،2009).از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل سازنده میان انسانها و برقرار بودن عشق به همنوع و ابراز صمیمیت و همدلی به یکدیگر است(عدالتی و ردزوان، 2010). صمیمیت در روابط زناشویی، به صورت الگوی رفتاری بسیار مهمی مفهوم سازی شده است که جنبه های عاطفی – هیجانی و اجتماعی نیرومندی دارد و بر پایه پذیرش، رضایت خاطر و عشق شکل می گیرد(تن هوتن56، 2007). روانشناسان صمیمیت را توانایی برقراری ارتباط با دیگری و بیان عواطف تعریف می کنند و آن را حق مسلم و از حالتهای طبیعی انسان می دانند(بلوم57، 2006، به نقل از نصراصفهانی و همکاران، 1392).
مطالعه علمی درباره روابط صمیمانه به عنوان یک جنب? مهم از زندگی زناشویی از ده? 1960 با بررسی های میلر و همکاران آغاز شده است(میلر58و همکاران ،2006). از نظر نظریه پردازان خانواده، روابط صمیمانه میان همسران موجب ایجاد هویت خانوادگی، تأمین بهداشت روانی اعضای خانواده و عاملی محافظت کننده و نیرومند در برابر مشکلات فردی و اجتماعی است. از نظر درمانگران خانواده، شناخت صمیمیت به معنای آگاهی از تنوع در ساختارهای خانوادگی است و از این روست که درمانگران خانواده سعی می کنند تا با در نظر گرفتن فرد در متن روابط صمیمانه ای که در خانواده دارد مشکلات او راحل نمایند و موقعیتی ایجاد کنند که زوج ها، صمیمیت خود را در جو درمانی افزایش دهند(بارنز59 ، 1998؛ به نقل از ابراهیمی و همکاران، 1390).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید