فصل چهارم97
یافته ها97
فصل پنجم113
بحث و نتیجه گیری113
5-1 بحث:118
5-2 نتیجه گیری:120
5-3 پیشنهادات کاربردی:121
5-4پیشنهادات برای پژوهش های آتی:121
منابع:122
ضمائم126
ABSTRACT136

فهرست جداول و نمودارها
جدول 2-1:سیر تحولات نظام بودجه ریزی در ایران……………………………………………………………………………..56
جدول 4-1:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی………………………………………102
جدول 4-2:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به پست سازمانی …….102
جدول 4-3:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به سطح سازمانی …..103
جدول 4-2:نمره میانگین هر یک از عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی با توجه به پست سازمانی …….102
جدول 4-4: وجود ارتباط معنادار بین میزان تاثیر گذاری عوامل موثر و سطح سازمانی………………………………..104
جدول 5-4:رتبه بندی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………104
نمودار2-1:ارتباط سیستماتیک اجزای PPB……………………………………………………………………………………….23
نمودار2-2:اهداف سیستم بودجه ریزی عملیاتی……………………………………………………………………………………..30
نمودار2-3:شفاف سازی در بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………………………………….31
نمودار2-4:فرآیند بودجه ریزی عملیاتی…………………………………………………………………………………………………37
نمودار4-1:فراوانی نسبی جنسیت در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………………………92
نمودار4-2:فراوانی نسبی وضعیت تاهل در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………….92
نمودار4-3:فراوانی نسبی سن در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………………………93
نمودار4-4:فراوانی نسبی سابقه کار در جامعه مورد مطالعه(درصد)……………………………………………………………93
نمودار4-5:فراوانی نسبی رشته تحصیلی در جامعه مورد مطالعه(درصد)……………………………………………………..94
نمودار4-6:فراوانی نسبی مدرک تحصیلی در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………….94
نمودار4-7:فراوانی نسبی سطح سازمانی در جامعه مورد مطالعه(درصد)…………………………………………………………94
نمودار4-8:فراوانی نسبی پست سازمانی در جامعه مورد مطالعه(درصد)………………………………………………………..95
نمودار4-9:رتبه بندی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی …………………………………………………………….104
نمودار5-1:عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در مطالعه طاهر پور و همکاران………………………………..128
.
فصل اول
مقدمه و بیان مسأله
1-1 مقدمه:
نظام بودجه ریزی یکی از خرده نظام های موجود در یک نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و به عنوان یک موجود زنده می باشد که وظیفه انتقال خون حیات بخش درآمدهای دولت به اجزای مختلف جامعه و اقتصاد را بر عهده دارد. به همین دلیل هر گونه اختلال، گرفتگی و بیماری در این شریان، کل پیکره کشور را با بحران مواجه می کند. از آنجاییکه نظام های سنتی بودجه ریزی تنها به دنبال کنترل این است که مبالغ بودجه ای “کجا” و “چگونه” هزینه می شود در پی این نبوده است که این هزینه ها برای “چه اهدافی” انجام می شود.در حالیکه در دنیای امروز بودجه ریزی به صورت ابزار کارآمد جهت مدیریت صحیح دولت و بخش عمومی به شمار می آید آگاهی مدیران و تصیم سازان سطوح خرد و کلان از شیوه های نوین بودجه ریزی علاوه بر استفاده عقلایی از منابع و تخصیص بهینه آن، بستر مناسبی برای رشد و کارایی در دستگاه ها و سازمان های دولتی فراهم می سازد و علاوه بر ارتقاء کارایی، از اسراف و تبذیر اموال عمومی جلوگیری نموده و توزیع عادلانه و مطلوب منابع ملی را به دنبال خواهد داشت. از این رو امروزه تقاضا نسبت به استفاده از ابزارها و رویکردهای نوین مدیریتی از قبیل مدیریت فرآیند ها، مدیریت کیفیت، ارزیابی و مدیریت عملکرد و نظایر آن که غالبا مورد استفاده بخش خصوصی بود در دولت ها قوت و قدرت گرفته است ورویکردهای خروجی محوری، شهروند محوری و بازار گرایی که رویکرد های بخش خصوصی است جایگزین رویکردهای بخش دولتی یعنی فرآیند محوری، بوروکراسی مداری انحصار گردیده و شاکله مدیریت دولتی نوین را به وجود آورده است. لذا از جمله نظام های بودجه ریزی که در اکثر کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه با توجه به تحولات محیطی، تغییر رویکردها و الزام تفکر سیستمی در طراحی و اجرای نظام های مدیریتی و اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته است، نظام بودجه ریزی عملیاتی است(حسن آبادی و نجار 1387).
بودجه ریزی عملیاتی، نمایشی است که اهداف استراتژیک و بلند مدت را به نحو شفاف به اهداف عملیاتی سالانه سازمان ها و نیز به هزینه های مربوط به دستیابی به این اهداف پیوند می دهد. در چارچوب بودجه ریزی عملیاتی، بخش های مختلف اداری براساس استانداردهای مشخص تحت عنوان شاخص های عملکرد پاسخگو هستند و مدیران در تعیین شیوه نیل به نتایج از اختیار عمل بیشتری برخوردارند. از طرف دیگر در چارچوب چنین شیوه ای امکان مشارکت سیاست گذاران، مدیران و حتی شهرو ندان در قالب برنامه های راهبردی، اولویت های هزینه ای و ارزیابی عملکرد فراهم می گردد(حسن آبادی و نجار 1387).
با این وجود بودجه ریزی در ایران به رغم جایگاه ممتاز برنامه ریزی و اهمیتی که بودجه در تهیه و اجرای برنامه های عمرانی دارد. ابزاری ناکارآمد است. تهیه و تصویب بودجه برا ی هر دوره مالی، توان قابل توجهی از نیروهای کارشناسی دستگاه ها را به خود اختصاص می دهد و بحث های گسترده ای را بین قوای اجرایی و قانون گذاری مطرح می کند. در مقایسه با دگرگونی های بسیاری که طی دهه های اخیر در مفاهیم و ماموریت های بودجه در اداره امور عمومی کشور ها پدید آمده است.سازمان دهی،مدیریت تهیه و اجرای بودجه در ایران در نیم قرن به مسئله پیچیده و دشواری در مدیریت بخش عمومی مبدل شده است که پیامد های نامطلوب و رو به تزاید خود را به دولت تحمیل می کند و علی رغم تاکید مواد 138 و 144 قانون برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادی کشور از سال 1381 مبنی بر اجرای بودجه ریزی عملیاتی آنچه در عمل اتفاق افتاده صرفا به تغییر طبقه بندی اقلام درآمدی و هزینه ای خلاصه شده و در اجرا چندان تغییراتی ایجاد نشده است(احمدی 1387).
1-2: بیان مساله و اهمیت پژوهش:
پژوهش ها نشان می دهد که در بیشتر کشورهای با سطح درآمد متوسط، بیش از پنج درصد تولید ناخالص داخلی و 5 تا 10 درصد از هزینه‌های دولت به بخش سلامت اختصاص یافته است(ابوالحلاج رمضانیان1390). این در حالی است که تا زمانی که زیر ساختهای مناسب برای استفاده اثر بخش از منابع و بویژه منابع مالی وجود نداشته باشد کارآمدی، اثربخشی، ارزیابی و نظارت بر این منابع امکان پذیر نخواهد بود، و حتی افزایش پیوسته اعتبارات مالی نیز در حل مشکلات سیستم سودمند واقع نخواهد شد(باباجانی 1385).از این رو نظام بودجه ریزی به عنوان یکی از خرده نظام های مدیریتی و اقتصادی در نحوه تخصیص منابع همواره مورد توجه دولت ها و سازمان ها بوده است (سعیدی و مزیدی 1385). به طوری که دهه گذشته با پیشرفت های نظری و کاربردی در فرآیندهای بودجه ریزی همراه بوده است. از این رو اکنون در نظام ملی اقتصادی پیش رو، بودجه به عنوان مهم ترین ابزار هدایت و تخصیص بهینه منابع در جهت دستیابی به اهداف توسعه تبدیل شده است. دوران گذر از بودجه ریزی سنتی و متداول به بودجه بندی عملیاتی سرآغازی است برای شفاف سازی هزینه ها و انجام اصلاحات ساختاری و منطقی ساختن نقش دولت در فعالیت های اقتصادی و فرهنگی است. به عبارت دیگر تدابیری که دولت برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی اتخاذ می کند، در بودجه انعکاس می یابد. در واقع بودجه شکل خلاصه شده ای از چگونگی برنامه ریزی، سازمان دهی، هدایت و کنترل روندهای مالی دولت است که از پشتوانه فکری منسجم و ارگانیک تخصیص منابع مالی و غیر مالی محدود در مقابل نیاز های نامحدود در سطح کلان برخوردار است(سعیدی و مزیدی 1385). ایده بودجه ریزی عملیاتی در ایران، از اوایل دهه 1380 ، در ادبیات بودجه اى مطرح شد و در عمل نیز ابتدا در بودجه هاى سنواتى مورد توجه قرار گرفت و در سال هاى بعد، در قوانین فرادستى مطرح شد. در بند “ر” تبصره ” 1″ قانون بودجه 1382 کل کشور، مقرر شده سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور در راستاى اصلاح نظام بودجه نویسى نسبت به عملیاتى کردن بودجه، اصلاح نظام برآورد درآمدها و هزینه ها براى سال 1383 ، براى تمام دستگاه هاى اجرایى و شرکت ها و سازمان هایى که شمول قوانین و مقررات عمومى بر آنها، مستلزم ذکر نام است، عمل نموده و توزیع اعتبارات مربوط به هزینه ها را بر اساس نیاز دستگاه ها و فعالیت هایى که صورت مى گیرد، انجام دهد(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
این موضوع عیناً در بند “ز” تبصره ” 1″ قانون بودجه 1383 نیز تکرار گردید:سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردر راستاى اصلاح نظام بودجه نویسى نسبت به عملیاتى کردن بودجه، اصلاح نظام برآورد درآمد ها و هزینه ها براى سال 1384 براى تمام دستگاه هاى اجرایى و شرکت ها و سازمان هایى که شمول قوانین و مقررات عمومى بر آنها، مستلزم ذکر نام است عمل نموده و توزیع اعتبارات مربوط به هزینه ها را بر اساس نیاز دستگاه ها و فعالیت هایى که صورت مى گیرد، انجام دهد. مواد 138،137 و 144 در در فصل “نوسازى دولت و ارتقاى اثربخشى حاکمیت قانون” قانون برنامه چهارم توسعه دولت، درباره احصاى امور حاکمیتى به منظور افزایش بهره ورى و بودجه ریزى عملیاتى بود(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
در تبصره هاى قانون بودجه 1384 ، موضوع بودجه ریزى عملیاتى مسکوت گذاشته شد و الزامى براى هیچ دستگاهى تعیین نشد. در قانون بودجه سال 1385 نیز در هیچ تبصره اى، درباره بودجه ریزى عملیاتى بحث نشده است، ولى تلاش شده است که اعتبار دستگاه ها، در جدول اعتبارات دستگاه هاى اجرایى، بر اساس شاخص هایى نظیر “واحد”، “مقدار” یا “هزینه واحد” (به عنوان یگانه نمود عملیاتى کردن بودجه) بیان شود. قانون بودجه سال 1386 نیز همانند بودجه سال 1385 ، اقدامات محسوسى را درباره بودجه ریزى عملیاتى شامل نمى شد و دقیقاً به صورت بودجه سال 1385 ، تنظیم شد که همان ایراد هاى بودجه سال 1385 ، بر آن نیز وارد بود. قانون بودجه سال 1387 (با توجه به لایحه تقدیمى دولت) نسبت به قوانین بودجه سنواتى، تغییرات گسترده اى کرده بود، گرچه در آن درباره عملیاتى کردن بودجه صحبت نشده است، ولى با تجمیع ردیف ها، اختیارات گسترده به مدیران در سطوح مختلف، به ویژه به دستگاه هاى اصلى اعطاء شده بود. گرچه این نوع اختیار، جزءالزام هاى بودجه ریزى عملیاتى محسوب مى شود، ولى این ویژگى، با تعریف و تعیین شاخص هاى دقیق عملکردى همراه نبود. قانون بودجه سال 1388 ، زمانى تنظیم گردید که قانون مدیریت خدمات کشورى، تصویب شده بود. بر اساس ماده ( 16 ) قانون مذکور، دستگاه هاى اجرایى موظف هستندبه منظور افزایش بهره ورى و استقرار نظام کنترل نتیجه و محصول و کنترل مراحل انجام کار واعطاى اختیارات لازم به مدیران، اقداماتى مانند تعیین قیمت تمام شده فعالیت ها و خدمات، تعیین شاخص هاى هدفمند و نتیجه گرا و استانداردهاى کیفى خدمات و نظارت بر کنترل کمیت و کیفیت خدمات، انعقاد تفاهم نامه با مدیران واحدهاى مجرى و اعطاى اختیارات لازم را براى پیشنهاد جابجایى فصول و برنامه اى اعتبارات انجام دهند(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
بر اساس لایحه برنامه پنجم توسعه در قالب فصل نهم ماده 195 ، دولت ملزم است تا پایان سال دوم برنامه، به تدریج زمینه هاى لازم را برای تهیه بودجه با روش عملیاتی، در همه دستگاه هاى اجرایی ایجاد کند، به نحوی که لایحه بودجه سال دوم برنامه، با روش مذکور تدوین شود و به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردد. در بند “الف” ماده ( 24 ) نیز بیان شده است که هزینه سرانه تربیت نیروى انسانى متخصص مورد تقاضاى دولت و هزینه هاى خدمات پژوهشى، فناورى مورد حمایت در چارچوب بودجه ریزى عملیاتى براى هر دانشگاه و مؤسسه آموزشى، پژوهشى و فناورى محاسبه و به طور سالیانه تأمین گردد در نهایت، در بند ” 32 “، بر سیاست هاى کلى برنامه پنجم، مجدداً تأکید شده است(پناهی 1389، طاهر پور و همکاران1390).
لذا با توجه به مطالب مذکور و تاکید دولت بر ایجاد مقدمات لازم جهت اجرای بودجه ریزی عملیاتی در کلیه دستگاه های اجرایی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی از سال 1382 اجرای بودجه ریزی عملیاتی در 40 بیمارستان از 38 دانشگاه های علوم پزشکی را به صورت پایلوت آغاز نمود و زمینه اجرای این امر را در قالب نظام نوین مالی فراهم آورد که با توجه به دستور وزیر وقت مرکز بودجه و پایش عملکرد معاونت توسعه و منابع انسانی متصدی اجرای این امر گردید(گزارش وزارت بهداشت 1386) که با توجه به گزارشات حاصل از مرکز بودجه و پایش عملکرد دانشگاه های علوم پزشکی تهران، قزوین و تبریز در این مهم به خوبی عمل نموده و قدم های موثری برداشته اند (گزارش وزارت بهداشت 1392) در حالیکه پژوهش های دیگری در سایر دستگاه های اجرای حاکی از این موضوع است که بودجه ریزی در این دستگاه ها تغییر نکرده است و همچنان از طریق چانه زنی بوده است(جفره و روشناسان 1389). از این رو با نظر به تنگناهای بودجه در نظام بودجه ریزی فعلی، ضرورت اصلاح ساختار اقتصادی در بخش بهداشت و درمان و الزامات قانونی بودجه ریزی عملیاتی استقرار این نوع بودجه ریزی نوین در دستگاه های اجرایی از جمله وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی امر ضروری و خطیر می باشد لذا در پژوهش حاضر پژوهشگر با توجه به اهمیت استقرار بودجه ریزی عملیاتی و عدم استقرار مناسب این نوع بودجه ریزی در دستگاه های اجرایی به دنبال شناسایی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان امور مالی دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد تا با شناسایی هر یک از عوامل و ارایه راهکارهایی در این زمینه استقرار بودجه ریزی عملیاتی در سازمان های بهداشتی و درمانی را تسریع بخشیده و زمینه حل مشکلات را فراهم آورد.
1-3 اهداف و سوالات پژوهشی:
1-3-1 هدف اصلی:
شناسایی عوامل موثر بر استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین؛1392
1-3-2 اهداف فرعی:
* تعیین فراوانی جامعه مورد مطالعه بر حسب سن ، جنس، وضعیت تاهل، سابقه کار، سمت، سطح سازمانی، تحصیلات و رشته تحصیلی در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل نیروی انسانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل مدیریت مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل سیستم اطلاعات مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل ساختار سازمانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل سیستم ارزیابی عملکرد در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین نمره میانگین عامل الزامات قانونی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* رتبه بندی عوامل موثر بر استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
* تعیین تفاوت معناداری بین دیدگاه مدیران و کارکنان مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1392
1-3-3 هدف کاربردی:
شناسایی عوامل موثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین و ارایه راهکارهایی به مدیران و دست اندر کاران جهت بهبود و تسریع در اجرای این امر.
1-4-5 سؤالات پژوهش:
1. فراوانی جامعه مورد مطالعه بر حسب سن ،جنس،وضعیت تاهل،سابقه کار،سمت،سطح سازمانی، تحصیلات، رشته تحصیلی چگونه است؟
2. نمره میانگین عامل نیروی انسانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
3. نمره میانگین عامل مدیریت مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
4. نمره میانگین عامل سیستم اطلاعات مالی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
5. نمره میانگین عامل ساختار سازمانی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
6. نمره میانگین عامل سیستم ارزیابی عملکرد در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران وکارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
7. نمره میانگین الزامات قانونی در استقرار بودجه ریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین چقدر است؟
8. کدام یک از عوامل بیشترین تاثیر و کدامیک کمترین تاثیر را در استقرار بودجه ریزی عملیاتی دارد؟
9. کدامیک از عوامل بیشترین تاثیر و کدام یک کمترین تاثیر را از دید مدیران و کارکنان امور مالی به تفکیک دارد؟
10. آیا تفاوت معناداری بین دیدگاه مدیران و کارکنان امور مالی وجود دارد؟
فصل دوم
مبانی نظری پژوهش
2-1 مقدمه:
بودجه به عنوان بیان مالی عملیات دولت، مهمترین سند دولتی است که دستگاه های اجرایی را در دستیابی به اهداف چشم انداز و برنامه های توسعه کشور و انجام اثر بخش وظایف خود یاری می رساند. از این رو تلاش برای بهبود این سند مالی و بهره وری بودجه در اجرای فعالیت های دستگاه های اجرایی همواره مورد توجه و چالش بوده است(حسن آبادی و نجار 1387). به طوریکه تحولات متعددی در فرآیند بودجه ریزی در حال وقوع است به کار گیری اصول کلاسیک در نظام های بودجه ریزی رنگ باخته و جای خود را به اصولی داده است که هر دولتی نه براساس الگوهای پیشین تدوین بودجه بلکه بر مبنای خصوصیات ساختاری و جاری خود گونه ای از روشهای خاص را جهت بهبود وضع اقتصادی وضع اقتصادی به کار گرفته اند. از این رو از جمله نظام های بودجه ریزی که در اکثر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته نظام بودجه ریزی عملیاتی می باشد (جفره و روشناسان 1389) .
2-2 تعاریف و مفاهیم نظام بودجه ریزی:
2-2-1 مقدمه :
در مدیریت نوین منابع دولت ، تعیین محدودهای دخالت دولت ، مدیریت مطلوب منابع مالی ، سیاستگذاری برای حداکثر نمودن منافع اجتماعی نظام کلان مالی ، انطباق اهداف میان مدت و کوتاه مدت در مخارج عمومی ، نظم و انضباط مالی ، بودجه عملیاتی ، نظارت ، کنترل و هماهنگی ، شفافیت و پاسخگویی مورد توجه قرار گرفته است.در تعیین محدوده های دخالت دولت صرف نظر از وظایف حاکمیتی ، اگر زمانی فزونی عواید نسبت به هزینه ها برای سرمایه گذاری دولت در امور اقتصادی کافی تلف می شد اکنون تنها دخالت در مواردی قابل توجیه به حساب می آید که عدم دخالت دولت منافع اجتماعی تأمین نشود در این حالت نیز مداخله دولت طیفی از سیاستگذاری ها ، هدایتها و تشویق ها را در بر می گیرد که دخالت مستقیم از طریق سرمایه گذاری در امور اقتصادی آن واقع می شود.در رعایت انضباط کلان مالی ، بحث آینده نگری مطرح می شود و دولت ها از روزمرگی بر حذف شده و توصیه می شود اهداف میان مدت قابل برآورد را مورد نظر قرار دهند تا نوسان ها و تلاطم های کوتاه مدت در جریان درآمدها به جریانی موزون در مخارج و دستاوردهای اقتصادی – اجتماعی برای کل جامعه تبدیل شود. نظم و انضباط مالی سرلوحه توصیه های مخارج عمومی قرار گرفته و پایه این نظم و انضباط تفکر علمی و تجربی در مورد روش های کنترل و نظارت ، هدف گذاری ، عملیاتی ساختن بودجه ، تعهد نسبت به اهداف عملیاتی و الزام به پاسخگویی است. در همان حال کنترل جریان وجوه ، پیشبرد عملیات و دستیابی به اهداف مورد نظر است و در این رهگذر سعی بر برقراری پیوند بین عملیات پیش بینی شده با اهداف مورد نظر است (سعیدی و مزیدی 1385).
بودجه ریزی عملیاتی سیستمی است که در آن منابع مصرف می شوند تا نتیجه ای معقول و در راستای اهداف سازمانها بدست آید. در این نظام بودجه بندی بر مبنای اهداف صورت می گیرد. در بودجه بندی عملیاتی سازمانها با یک طرح کلی ، یک سری برنامه ها و تعداد بسیار زیادی پروژه و فعالیت رو به رو هستند. در این شیوه در یک قالب کلی طرح ها ، برنامه ها و پروژه ها مورد ارزیابی قرار می گیرند و با نگرش سیستمی بودجه بندی می شود. در این نظام بودجه ریزی ، امکان مقایسه پروژه ها و برنامه ها با هم و انتخاب اثر بخش نوین آنها در نیل به اهداف کلی وجود خواهد داشت چون بودجه ریزی عملیاتی عوامل صرفه جویی و اثربخشی را به ابعاد سنتی بودجه ریزی اضافه می کند. در بودجه عملیاتی طبقه بندی عملیات به حدی است که هدفها شفافتر بیان می شوند ، ارزیابی بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه یابی ، ارتباط بین داه و ستانده مورد توجه قرار می گیرد(سعیدی و مزیدی 1385).

2-2-2 مفاهیم بودجه :
واژه بودجه در اصل از کله بوژت فرانسوی (Boujette) به معنی کیف یا کیسه چرمی کوچک اطلاق می شده که وجوه نقد را در آن نگهدای می کردند. در انگلستان کیف چرمی که محتوی صورت مخارج مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجوه مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجود مورد نیاز پادشاه به پارلمان عرضه می شد (Lynch 1990).
2-2-3 تعاریف بودجه :
دیدگاه ها و تعاریف در مورد بودجه متأثر از نظریه های اقتصادی در مورد دولت است و دیدگاه های موجود در این زمینه نیز تحت تاثیر شرایط متفاوت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جوامع است و در یک جمله دیدگاه ها و نظریه ها و تعاریف بودجه به زمان و مکان مربوط می شوند. به طور کلی می توان این تعاریف را به چهار دسته تقسیم کرد (الماسی 1387).
الف) تعاریفی که بر جنبه سیاسی بودجه تأکید می ورزند :
در این دسته تعاریف ریشه اصلی تنظیم بودجه را باید عامل سیاسی جستجو کرد. بودجه بعد از تشکیل حکومت های پارلمانی شکل گرفت ، یعنی از زمانی که حق نظارت مردم به صورت کنترل درآمدها و هزینه های دولت از طریق ساز و کارهای نمایندگی تحقق یافت. در انگلستان نمایندگان پارلمان می خواستند درآمدها و هزینه های دولت را کنترل کنند و مایل نبودند بدون رضایت آنها مالیات وضع شده ، یا بدون کنترل آنها از اموال عمومی خرج شود. بدین سبب بود که به تدریج درآمدها و هزینه های دولت در سندی تنظیم شود و تصویب پارلمان ضرورت پیدا کرد ، تا آنجا که در قرن نوزدهم اراده قانونگذار در تنظیم و اجرای بودجه از ضروریات دموکراسی شناخته شد (قدیری اصل 1366).
اهمیت نهادن و تاکید بر نقش سیاسی بودجه باعث گنجاندن آن در اغلب قوانین اساسی حکومت های پارلمانی و تصویب قوانین و مقررات مربوط به نحوه عملکرد بودجه تحت عنوان “قانون محاسبات عمومی” در اولین دوره های قانونگذاری شده است(ابراهیمی نژاد و فرج وند 1386).
ب) تعاریفی که بر جنبه های اقتصادی و مالی تأکید می ورزند:
در اینکه نظریه های نظام مالی به طور اعم و نظریه های نظام بودجه به طور اخص از بطن نظریه های اقتصادی زاده شده اند ، تردیدی وجود ندارد. در واقع بودجه شاهرگ حیات اقتصادی دولت است که در شریان های آن منابع مالی و اقتصادی جاری است. تاکید بر جنبه های مالی و اقتصادی در تعاریف بودجه بیشتر بعد از گذار از اقتصاد کلاسیک به اقتصاد نئوکلاسیک صورت پذیرفت. در این دوران با گسترش دامنه فعالیت ها و عملیات دولت ، حجم بودجه ، نیز به سرعت افزایش یافت و در نتیجه ، تغییر و تحولات بودجه ای نیز در دو زمینه نظری و عملی به شدت به تحولات اقتصادی و مالی پیوند خورد. مقارن این تحولات دگرگونی های تاریخی و اقتصادی عظمیی به وقوع پیوست. به ویژه انقلاب اکتبر سال 1917 در روسیه و رکود و بحران های بزرگ سال 1929 در امریکا و نشر عقاید “جان مینارد کینر” بنیان گذار مکتب اقتصادی نئوکلاسیک و دعوت از دولت برای مداخله بیشتر در امور اقتصادی و تولیدی ، بودجه را به صورت اساسی ترین و اصلی ترین اهم کنترل و ارشاد اقتصادی و مالی درآورد. در این دوران تعریف بودجه نیز از تحولات و تغییرات تاثیر پذیرفت و کانون تاکید از جنبه های سیاسی _ اجتماعی به جنبه های اقتصادی و مالی تغییر یافت(الماسی 1387).
ج) تعاریفی که بر جنبه های برنامه ای و مدیریتی بودجه تاکید می ورزند:
اصولا شرایط فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حاکم بر جوامع ادامه و بقای حیات دولت ما را بدون برنامه و برنامه ریزی غیرممکن می سازد. به همین علت امروزه واژه های بودجه و برنامه در هم ادغام یا مترادف هم گشته اند (مثلا بودجه برنامه ای) و یا همواره با هم مورد استفاده قرار می گیرند و مفهوم هیچ یک از آن دو بدون دیگری قابل درک نیست(الماسی 1387).
ماهیت مشترک برنامه و بودجه در عمل پیش بینی نهفته است و همین ویژگی پیش بینی است که ان دو را از سایر صورت حساب ها و تجزیه تحلیل های مالی متمایز می کند. تاکید بر جنبه های برنامه ای بودجه از مشخصات بارز تعریف جدید و معاصر است. البته تفکیک جنبه های برنامه ای و مالی کار دشواری است. زیرا بودجه در عین حال که نوعی برنامه است جنبه های اقتصادی و مالی نیز دارد و از این جهت بودجه را نوعی برنامه مالی دولت می دانند. تصویر فردای سازمان باید امروز با تصمیم مدیران ترسیم شود. این آینده نگری را برنامه و برنامه ریزی و تبدیل برنامه ها به زبان پول را بودجه می نامیم(الماسی 1387).
د) تعاریفی که بر جنبه توسعه اقتصادی و اجتماعی بودجه تاکید دارد:
در متون نخصصی ، بودجه سندی تعریف شده است شامل عبارات و ارقامی که هزینه ها را به اهداف معین ارتباط می دهد ، این عبارت و ارقام هزینه ها(جاری و عمرانی) با اهداف (ایجاد امنیت ، رفاه ، آسایش ، رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ثبات اقتصادی ، تامین کالا و خدمات عمومی ، عدالت اجتماعی) پیوند دارند. بودجه بین منابع مالی و رفتار انسانی برای تحقق اهداف و خط مشی ها پیوستگی ایجاد می کند. بدین ترتیب بودجه به مجموعه ای از اهداف و برنامه ها به همراه هزینه های مربوط به آنها اطلاق می گردد (الماسی 1387).
ه) تعاریف علمی و تجربی بودجه :
* بودجه از نظر عامه مردم عبارت است از دخل و خرج یا درآمد و هزینه است.
* بودجه برنامه کار ، وضعیت یک فرد ، یک خانواده ، یک سازمان یا یک جامعه را به صورت ارقام مالی نشان می دهد.
* بودجه عبارت است از بیان مالی و یا مقداری سیاستی که در طول مدتی معین از زمان آینده برای وصول به هدف های تعیین شده باید تعقیب شود.
* بودجه یک برنامه کار است. یک پیش یبنی است و یک مجوز است و می تواند یک معیار هزیه و یک ضابطه بخش کارایی دستگاه ها باشد.
* بودجه بیان رسمی سیاست ، و اهدف مدیریت برای یک دوره معین است.
* بودجه عبارت است از آئینه تمام نمای وظایف ، عملیات و هدف های دولت می باشد(الماسی 1387).
م) تعاریف حقوقی و قانونی بودجه:
اولین تعریف قانونی از بودجه در کشور ایران مربوط به ماده 1 قانون محاسبات عمومی مصوب 21 صفر سال 1329 (هـ .ق) به شرح ذیل است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

“بودجه دولت ، سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش بینی و تصویب می گردد. مدت مزبور را سند مالی می گویند که عبارت از یک سال شمسی است.”
دومین تعریف مربوط می شود به ماده یک قانون محاسبات عمومی مصوب 16 اسفند سال 1312 خورشیدی که بودجه را این گونه تعریف می کند.
“بودجه لایحه پیش بینی عواید و مخارج مملکتی است و برای مدت یک سال شمسی که به تصویب مجلس شورای ملی رسیده باشد”
تعریف سوم برابر ماده 1 قانون محاسبات عمومی کشور ، مصوب دی ماه 1349 خورشیدی به این صورت است:
“بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمد و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ها برای انجام عملیاتی که منجر به وصول به هدف های دولت می شود.”
و بالاخره آخرین تعریف قانونی بودجه مربوط به ماده یک قانون محاسبات عمومی کشور مصوب اول شهریور ماه سال 1366 از بودجه به شرح ذیل است:
“بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ها برای انجام عملیاتی که منجر به نیل سیاست ها و هدف های قانونی می شود و از سه قسمت زیر تشکیل می شود:
1)بودجه عمومی دولت که شامل :
الف) پیش بینی دریافت ها و منابع تامین اعتبار که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در سال مالی قانون بودجه به وسیله دستگاه ها از طریق حساب های خزانه داری کل اخذ می گردد.
ب) پیش بینی پرداخت هایی که از محل درآمد عمومی و یا اختصاصی برای اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی دستگاه ها اجرایی می توانند در سال مالی مربوط انجام دهند.
2)بودجه شرکت های دولتی و بانک ها شامل پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبارد.
3)بودجه موسساتی که تحت عنوانی غیر از قوانین فوق در بودجه کل کشور منظور می شود.
دقت در تعاریف بودجه برابر قوانین محاسباتی ایران ، بیانگر این مطلب است که این تعاریف از بودجه با توجه به شرایط مختلف مالی ، اقتصادی و … دولت در زمان های مختلف صورت گرفته است. مثلا در سال 1349 بودجه بانک ها جزو بودجه دولتی نبوده ، در حالی که در سال 1366 بانک ها نیز در شمار دستگاه های دولتی قرار گرفته و بودجه آنها در بودجه کل کشور منظور شده است (علوی طبری 1385).
ی) عوامل مشترک در تعاریف بودجه :
1. عامل درآمد
2. عامل هزینه
3. عامل برنامه کار
4. عامل مدت زمان
5. عامل هدف
پنج عامل مشترک در تعاریف بودجه ، در بعضی از تعاریف روشن و در بعضی دیگر از تعاریف ضرورت دارد که به منظور رسیدن به عوامل مزبور آن را با دقت و دید وسیع تری مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد (الماسی 1387).
2-2-4 مقاصد و اهداف بودجه ریزی:
1- طرح ریزی دوره ای : کلیه فعالیت های واحد تجاری برای استفاده کارآمد و اثربخش از منابع کمیابی که در اختیار دارد ، مستلزم نوعی طرح ریزی است.
2- هماهنگی ، همکاری و ارتباط: فرایند بودجه ریزی ، وسیله ای برای تبادل نظر و ایجاد هماهنگی بین هدف های مدیران سطوح مختلف واحد فراهم می سازد. در مرحله بررسی و تجدیدنظر بودجه معمولا برنامه های تکراری ، غیرضروری یا حتی مضر قبل از تصویب نهایی بودجه حذف می شود یا به حداقل می رسد.
3- به مقدار درآوردن پیشنهادها : نظر به اینکه منابعی که در اختیار واحد تجاری یا سایر ارگانهاست معمولا محدود است ، لذا این واحدها ناچارند منابع خود را به نحوی سهمیه بندی کنند. اندازه گیری منافع و مخارج پروژه ها (فعالیت ها) مستلزم به مقدار درآوردن آنهاست.
4- ارزیابی فعالیت های انجام شده : چون بودجه ، برآوردی از فعالیت های آینده است ، لذا از آن می توان به عنوان معیاری برای ارزیابی فعالیت های گذشته واحد تجاری استفاده کرد. به عبارت دیگر ، کارایی و اثربخشی مدیریت را در هر یک از بخش های واحد تجاری می توان از مقایسه عملکرد واقعی آن با پیش بینی های بودجه مورد ارزیابی قرار داد.
5- آگاهی از اقلام بهای تمام شده : در هنگام تنظیم بودجه ، همه مدیرانی ک همسئولیت برآورد بودجه را دارند ، ناگزیر مخارج و منافع حاصل از اجرای پروژه ها و فعالیت ها را مقایسه می کنند. آگاهی از بهای تمام شده ، مبنای مشترکی را برای تفاهم و برقراری ارتباط بین مدیران مختلف فراهم می سازد.
6- تامین الزامات قانونی : بسیاری از سازمان ها ، از لحاظ قانونی ملزم به تهیه بودجه می باشند زیرا در غیر این صورت وجوهی برای اجرای عملیات خود در اختیار نخواهند داشت.
7- هدایت فعالیت ها به سمت هدف ها: تصمیم گیری در مورد تخصیص منابع معمولا با توجه به آثار اجرای فعالیت ها بر دستیابی به هدف ها ، انجام می گیرد (شباهنگ 1383).
2-1-5 وظایف بودجه ریزی :
به طور کلی دو وظیفه اصلی را می توان برای بودجه ریزی بیان نمود:
1. طرح ریزی
2. کنترل
1. طرح ریزی : برای اغلب مدیران همزمان با واژه بودجه بندی مفهوم طرح ریزی نیز تداعی می شود. طرح ریزی کلیه مراحل بودجه بندی را از نقطه شروع فکر تا مرحله برآورد بودجه شامل می شود و بالطبع زمان نسبتا طولانی نیز به آن اختصاص می یابد. ضمنا طرح ریزی چهارچوبی برای وظیفه دوم بودجه بندی ، یعنی کنترل فراهم می کند.
2. کنترل : وظیفه کنترل بودجه بندی عبارت است از مقایسه بین نتایج واقعی و پیش بینی های بودجه است. این مقایسه بعد از فراهم شدن ارقام و اطلاعات حسابداری انجام پذیر است. مقایسه نتایج واقعی با ارقام مورد انتظار بودجه را غالبا گزارش عملیات می نامند. وظیفه کنترل تنها به حداقل کردن بهای تمام شده محدود نمی شود. بلکه در صورت وجود اختلاف بین نتایج واقعی و ارقام بودجه موجب اعمال نظارت بر عملیات و اتخاذ تدابیر اصلاحی نیز می گردد. به عبارت دیگر بودجه معیاری است که مدیران به کمک آن درامدها و اقلام بهای تمام شده واقعی را ارزیابی می کنند (فرزیب 1376)
2-1-6 روش های پیش بینی درآمد :
پیش بینی درآمد باید قبل از آغاز برآورد هزینه انجام یابد چون نیازمندی های دولت نامحدود و منابع و امکانات مالی او محدود. از این رو لازم است مقدمتا مجموع عواید حاصل از منابع مختلف درآمد پیش بینی گردد و بعد چگونگی توزیع درآمد پیش بینی شده بین نیازهای گوناگون از طریق برآورد هزینه تعیین شود که در اینجا روشهای برآورد هزینه ها به شرح ذیل عنوان می شود(آقایی و سیف اللهی 1386).
2-1-7 روش های برآورد هزینه :
در آغاز پیدایش بودجه ، توجه خاصی نسبت به بخش هزینه و نحوه برآوردهای آن وجود داشته است. تکیه و تاکید در امر تنظیم بودجه ناظر است بر چگونگی برآورد هزینه ها یا اعتبارات بودجه و اصولا زمانی که بحث تنظیم بودجه مطرح می شود همواره چگونگی برآورد هزینه ها به ذهن متبادر می گردد(آقایی و سیف اللهی 1386).
بودجه از لحاظ نحوه برآورد هزینه ها انواع مختلفی دارد که عبارتند از :

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید