د: بذل مدت در قانون مدنی
بند دوم : فوت یکی از زوجین
الف: اثر فوت یکی از زوجین
ب: عده در ازدواج موقت طولانی مدت
1. تعریف عدّه
2. مدت عده در نکاح منقطع
3. مدت عده وفات
فصل دوم : نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت
مبحث اول : نفقه و جایگاه آن در فقه و حقوق موضوعه
گفتار اول : تعریف ، جایگاه و ضرورت نفقه
بند اول : تعریف نفقه
بند دوم- معنای اصطلاحی نفقه:
الف- نفقه از نظر فقهای اسلام:
ب- نفقه از نظر قانون مدنی:
بند سوم – وضعیت نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت
گفتار دوم- ادله ی وجوب نفقه :
بند اول: ادله ی وجوب نفقه در قرآن کریم:
بند دوم : ادله ی وجوب نفقه در سنت:
بند سوم : ادله وجوب نفقه در ازدواج موقت بلند مدت
مبحث دوم- ویژگی ها و میزان نفقه زوجه در ازدواج موقت بلند مدت:
گفتار اول- ویژگی های نفقه زوجه:
بند اول : تقدم نفقه زوجه بر نفقه اقارب
بند دوم : تمکن مالی زوجین در ارتباط با نفقه:
بند سوم: حق مطالبه ی نفقه زمان گذشته توسط زوجه:
بند چهارم : تقدم نفقه زوجه بر سایر دیون شوهر:
بند پنجم: تبدیل شدن نفقه ی گذشته به دِین:
گفتار دوم- میزان نفقه زوجه
بند اول: از دیدگاه فقهای امامیه
بند دوم : دیدگاه فقهای اهل تسنن:
بند سوم : دیدگاه قانونی
گفتار سوم- بررسی فقهی و قانونی وضعیتهای خاص نفقه
بند اول: در صورت بقاءِ رابطه زوجیت
بند دوم: در صورت انحلال نکاح
الف:نفقه زوجه در عده طلاق رجعی:
ب: نفقه زوجه در طلاق بائن و فسخ نکاح:
ج: نفقه زوجه در عده ی وفات:
گفتار چهارم : ضمانت اجرای نفقه زوجه
بند اول : ضمانت اجرای حقوقی
بند دوم : ضمانت اجرای کیفری
گفتار پنجم : نگاهی مختصر نفقه اقارب
بند اول : اقارب
الف : نفقه خویشان
ب : نفقه اولاد:
ج : نفقه پدر و مادر و اجداد
بند دوم : خصوصیات و شرایط تعلق نفقه به اقارب:
بند سوم : ضمانت اجرای نفقه اقارب:
الف :ضمانت اجرای حقوقی
ب : ضمانت اجرای حقوقی
مبحث دوم : نحوه مطالبه نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت
گفتار اول : نحوه مطالبه نفقه
بند اول : اقدامات اولیه
بند دوم : دادگاه صالح
بند سوم : نحوه طرح دعوا
گفتار دوم : نحوه رسیدگی و صدور رای
بند اول : نحوه رسیدگی
بند دوم : صدور رای
گفتار سوم : نحوه اجرای حکم
بند اول : الزام به انفاق
الف :الزام به پرداخت نفقه
ب : ضمانت اجرای الزام به پرداخت نفقه
بند دوم : تامین نفقه در موارد خاص
الف : نفقه در عده وفات
ب: نفقه زوجه در صورت صغیر بودن زوج :
ج : نفقه زوجه در صورت مجنون بودن زوج :
د: نفقه زوجه در صورت غایب مفقود الاثر بودن زوج :
مواخذ و منابع
چکیده
متعه یا نکاح منقطع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذذه شیعه اسذت که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریهای معلوم، بین زن و مرد بسته می شود و با پایان آن رابطه زوجیت خود به خودمنقضی میشود. در میان مسلمانان در مورد جواز این ازدواج اختلاف نظر است . اهل سنت، اباضیه و زیدیان آن را حرام وشیعیان امامی آن را مشروع و صحیح می دانند. برخی در تعریف، متعه را ازدواج نمی دانند و معتقدند در شریعت اسلام هم ازدواج دو نوع تعریف نشده است. متعه یعنی تمتع، درحالیکه هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است.متعه در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شده است اما در کشورهای اسلامی دیگر و کشورهای غربی چنین نهادی وجود ندارد. چیزی که مسلم است مناقشات و ابهامات زیادی در مورد متعه وجود دارد که باید با تکیه بر فقه غنی شیعه به آنها پاسخ گفته شود .بدون شک یکی از راه های اثبات صحت متعه در اسلام امکان صیغه بلند مدت می باشد که راه آنهایی را که متعه را به علت دیدگاه صرفاً لذت جویانه تخطئه می کنند را می بندد چون هیچگاه در متعه بلند مدت دید لذت جویانه صرف قابل تصور نیست و هدف بیشتر تشکیل خانواده در قالب ازدواج موقت بلند مدت است.
بنابراین شایسته است ابتدا تعریف جامعی از متعه ارائه گردد و سپس لزوم و ضرورت چنین نهاد حقوقی بررسی گردد و در ادامه این نهاد با سایر نهادها از جمله نکاح دایم ، روابط نامشروع ، هم خانگی )پارتنر( ، مسیار ، مقایسه گردد . آنگاه به انواع آن از حیث مدت پرداخت و حقوق مترت بر ازدواج موقت بلند مدت از جمله ارث و نفقه را مورد بررسی قرارداد . و در این راه باید به نظر فقها تمسک جست و احکامی از قوانین موجود استباط کرد و دلایل عقلی آن را بر شمرد.
کلمات کلیدی : متعه ، ازدواج موقت ، متعه بلند مدت ، مسیار ، نفقه
مسئله و موضوع تحقیق
حوزه اصلی این نوشتار اختصاص به حقوق خانواده و موضوع نفقه در ازدواج موقت و بطور خاص ازدواج موقت بلند مدت از دیدگاه فقه و قوانین موضوعه دارد.
ضرورت تحقیق
با توجه به شناخت نادرست از ماهیت فقهی و حقوقی متعه (ازدواج موقت) در جامعه از این نهاد در جهت سازنده آن استفاده نمی گردد. همچنین قوانین ما در مورد برخی از احکام ویژ ه آن ناقص و مبهم و گاهاً ساکت است و در همین احکام در فقه اختلاف نظرهایی وجود دارد که ازدواج موقت بلند مدت یکی از این موارد است. در این خصوص قانون ما در مورد آن ساکت است و در فقه در اینکه آیا چنین نکاحی در حکم دایم است یانه اختلاف وجود دارد و در آثار علمای حقوقی نیز بسیار کم به این موضوع پرداخته شده است. بنابراین تحقیقی در این مورد نیاز بود که با تحلیل ابعاد این مساله شاید بتواند کمکی در حل ابهامات آن باشد.
روش تحقیق:
روش تحقیق کتابخانه ای بوده و سعی شده با مراجعه به کتابهای معتبر فقهی و کتابهای حقوقدانان و تماس با دفاتر مراجع عظام برای استعلام ابهامات ازدواج موقت بلند مدت و وضعیت نفقه در آن با فیش های تهیه شده از این تحقیقات و نتیجه گیری کلی از مفاد آنها و مقایسه نظرات مختلف به روش درست در برخورد با این پدیده مهم خانوادگی و اجتماعی که ریشه فقهی و وجهه حقوقی دارد دست یابیم.
اهداف تحقیق :
با توجه به مطالب پیش گفته اهداف تحقیق را می توان در موارد زیر خلاصه کرد .
-1 تبین ازدواج و اقسام و آثار آن بطور اجمالی و بررسی ویژه نکاح موقت (متعه) و ماهیت اصلی آن در فقه و حقوق
2- تقسیم بندی ازدواج موقت از حیث مدت به بلند به کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت .
3- تبین نهاد نفقه از دیدگاه فقه و حقوق موضوعه و نفقه در نکاح موقت کوتاه و بلند مدت .
4- واکاوی نظر فقها در مورد ازدواج موقت بلند مدت و نتایج و آثار نظرات مختلف در این مورد.
5- بررسی ضمانت اجراهای دریافت یا عدم دریافت نفقه و طریقه عملی مطالبه با توسل به مراجع قضایی و آیین رسیدگی وصدور و اجرای رای در این مورد.
سوالات تحقیق:
-1 متعه چیست ؟ و از نظر فقه و حقوق چه نوع عقدیست و چه پاسخی در باره شبهات و ابهامات وارد شده به صحت متعه وجود دارد ؟
2- انواع متعه از حیث مدت کدامند؟ و هر نوع آن چه احکامی و مقررات شرعی و قانونی دارند؟
3- نفقه چیست و در نکاح دائم و موقت به طور کلی چه وضیعتی دارد ؟
4- نفقه زوجه و اقارب در ازدواج موقت بلند چه وضعیتی دارد و چگونه قابل مطالبه است؟
5- محاکم چه وظیفه ای در صورت مطالبه نفقه از جان زوجه و اقارب حاصل از ازدواج موقت دبلند مدت دارند؟
فرضیه های تحقیق
-1 متعه عقدی است که از نظرقانونی و شرعی و صحیح بوده ولی باید در مورد شبهات و ابهامات آن پاسخ درست داد.
2- متعه از حیث مدت به بلند مدت و میان مدت و کوتاه مدت قابل تقسیم است که هر کدام بنابه اقتضاء خود احکام و مقررات ویژه ای دارد.
-4 از دیدگاه اکثریت فقها در صورتی که متعه عرفاً بلند مدت باشد در حکم نکاح دائم بوده حقوقی از قبیل نفقه در حق زوجه ثابت می گردد.
-5 ماهیت متعه بلند مدت ایجاب می نماید پرداخت نفقه بر عهده زوج باشد مگر خلاف آن شرط شده باشد.
-6 در صورت عدم پرداخت نفقه متعه بلند مدت از سوی زوج محاکم رسیدگی کرده و حکم لازم را صادر می نمایند.
-7 ضمانت اجراهای کیفری و مدنی نفقه در مورد عدم پرداخت نفقه متعه بلند مدت از سوی زوج می تواند با احراز شرایط اجرا گردد.
فصل بندی تحقیق
در این تحقیق ابتدا مقدمه ای کوتاه در مورد تعریف و مزایای نکاح آمده و تقسیمات نکاح صحیح نیز به اختصار گفته شده است . در فصل اول به تعاریف و اصطلاحات در مورد نکاح موقت و نفقه و جایگاه آنها در فقه و حقوق موضوعه و همچنین اقسام و احکام آنها پرداخته شده است .
در فصل دوم به طور خاص نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت مورد توجه قرار گرفته و در مبحث اول آن ازدواج موقت طولانی مدت تحلیل شده و از منظر فقه و قوانین موضوعه مورد بررسی قرار گرفته است و در مبحث دوم به طور خاص به موضوع نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت پرداخته شده است .در مبحث سوم ضمانت اجراهای نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت بررسی شده و در مبحث چهارم نحوه مطالبه نفقه در ازدواج موقت طولانی مدت و نحوه رسیدگی و صدور دور رای و نحوه اجرای حکم مورد توجه بوده است.
مقدمه
نکاح در لغت به معنی ضم ( پیوستن ) است و در اصطلاح حقوقی می توان آن را چنین تعریف کرد : نکاح قراردادی است که به موجب آن زن و مرد در زندگی با یکدیگر شریک و متحد شده ، خانواده ای تشکیل می دهند. بعضی از استادان حقوق در تعریف نکاح گفته اند : نکاح عبارت از رابطه حقوقی است که به وسیله عقد بین مرد و زن حاصل می شود و به آنها حق می دهد که تمتع جنسی از یکدیگر ببرند. بعضی از حقوقدانان اسلامی نکاح را چنین تعریف کرده اند : نکاح عقدی است که به هریک از زوجین حق استمتاع از دیگری را به وجه مشروع می دهد نکاح را ازدواج و زواج هم می گویند .
اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خانواده را واحدِ بنیادیِ جامعه اسلامی خوانده است،.
در عین حال، با توجه به قواعد و مقررات حقوق مدنی، می‌توان آن را گروهی دانست که اعضای آن، به دلیل قرابت یا زوجیت، همبستگی حقوقی و اجتماعی یافته‌اند.
این گروه شامل زن، شوهر و فرزندان آن‌ها می‌شود که با ریاست شوهر در کنار هم زندگی می‌کنند.
به عبارتی ازدواج قرارداری رسمی برای پذیش یک تعهد دو طرفه به منظور تشکیل زندگی مشترک است تا زوج ها در سایه آن، در خط سیر جدیدی از زندگی قرار گیرند. این پیمان که با رضایت زن و مرد، و بر اساس اراده آنها بسته می شود، دارای فواید بسیاری است.به نحوی که حتی دین اسلام آن قدر برای ازدواج اهمیت قائل است که پیامبرش می فرمایند: “نزد خداوند هیچ بنایی محبوب تر از خانه ای نیست که از طریق ازدواج آباد گردد.”
از جمله فواید ازدواج به طور مختصر می توان به فواید ذیل اشاره کرد
1. بهبود حس بویایی: در رابطه جنسی زن و مرد ازدواج کرده هورمونی به نام پرولاکتین در آنان افزایش می یابد که باعث بهبود حس بویایی در آنان می گردد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2. کاهش بیماری های قلبی: داشتن رابطه جنسی مرد و زن ازدواج کرده باعث کاهش بیماری های قلبی به ویژه کاهش کلسترول می گردد.
3. کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. داشتن رابطه جنسی سالم و مناسب زوج ها باعث می گردد. وزن زوجین کاهش یابد و از چاقی آنها و نامتناسب بودن اندامشان پرهیز شود.
4. استحکام عضلات و استخوان ها: داشتن رابطه جنسی زوج ها باعث افزایش هورمون تستوسترون و در نتیجه محکمتر شدن عضلات و استخوان ها ی آنان می گردد.
5. بالا رفتن مقاومت بدن در مقابل درد: در رابطه جنسی زوجین، هورمون اِکسی توسین به مقدار زیادی ترشح می شود و این هورمون باعث ترشح اَندروفین یعنی هورمون ضد درد طبیعی بدن گردیده و بدن را درمقابل درد مقاوم می سازد.
6. سلامت پروستات: رابطه جنسی زوج ها باعث می گردد از سرطان پروستات در مردان جلوگیری شود.
7. افزایش جریان خون: رابطه جنسی زوج ها باعث افزایش خون به مغز و اعضای دیگر بدن می شود. بنابراین، اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به بافت های بدن می رسد.
ب) فواید روحی ـ روانی ازدواج
ازدواج علاوه بر فواید جسمی، دارای فواید روحی ـ روانی نیز هست. چرا که ازدواج فقط به خاطر روابط جنسی نیست بلکه می توان گفت بیشتر به علت روابط روحی و روانی است که ماندگار می ماند:
1. آرامش: انسان موجودی است که نیازمند آرامش و آسودگی است. او این آرامش و آسودگی را به علت این که فطرتاً موجودی است اجتماعی به وسیله دیگران به دست می آورد. بهترین فردی می توانند انسان را به آرامش برساند همسر اوست. زیرا محبت ودوستی زوجین به علت اتحادشان، دائمی و نامحدود است که باعث می شود آنها در کنار هم احساس آرامش و امنیت کنند.
2. دوستی و محبت و عشق: انسان در هر مرحله از حیات خویش به محبت و مهر دیگران نیازمند است. هم چنین نیاز دارد که به دیگران مهر بورزد. دریافت کامل ترین و دائمی ترین نوع محبت، دوستی و عشق با ازدواج صورت می گیرد. زیرا انسان هر قدر در محیطی سرشار از محبت بزرگ شده باشد باز در جوانی نیاز به وجود کسی دارد تا با او راحت تر باشد و حرف های دلش را بزند، محبتش را عرضه کند و مورد پذیرش آغوش باز او قرار گیرد.
3. مسئولیت پذیری: مسئولیت پذیری در مقابل دیگران که باعث رشد اجتماعی شده و شخصیت فرد را به پختگی می رساند، از مزایای ازدواج کردن است. این تأثیر را در هیچ عمل و رفتار فردی و اجتماعی دیگر نمی توان یافت. ازدواج انسان را از مدار خودبینی به مدار دیگربینی ارتقاء می دهد.
4. تکامل: تکامل به چگونگی فرآیند شکل گیری و رشد انسان ها در تمام ابعاد زندگی گفته می شود. انسان از طریق ازدواج می تواند به رشد برسد. به عبارتی، زمانی که مرد و زن با یکدیگر ازدواج نموده اند، کامل می شوند. زیرا آنها برای رهایی از رنج و تنهایی، رسیدن به کمال، پختگی و رشد، رنگ دادن به زندگی و حضور فعالتر در جامعه انسانی نیازمند پیوستن به یکدیگر هستند. از این طریق است مرد کاملاً مرد و زن کاملاً زن می شود.
ج) فواید اجتماعی
ازدواج کردن برای جامعه دارای پیامدهای مثبت و دستاوردهای عالی است از جمله:
1. تداوم نسل: یکی از ثمرات بزرگ ازدواج، به وجود آمدن فرزند و بقای نسل آدمی است. جامعه ای که نسل خود را افزایش و حفظ کند می توان فرهنگ و بینش خود را نگهدارد و آن را گسترش دهد. از دیدگاه اسلام بقای نسل بشر باعث سهیم شدن آن در رسیدن به تکامل انسان و استواری اسلام می گردد.
2.تشکیل خانواده: از طریق ازدواج زن و مرد، خانواده به کانون محبت و رشد انسان ها تبدیل می شود. خانواده تنها کانونی مطمئن و کاملی است که در آن به نیازهای روحی، روانی، جسمی و … افراد کاملاً توجه می شود. نبودن کانون خانواده که از اساسی ترین اهداف ازدواج است، باعث می گردد انسان به اهداف دیگری نرسد یا ناقص برسد.
3. حفظ عفت و حیای فردی ـ اجتماعی: عفت و حیات از جمله صفات برجسته انسانی هستند. یکی از راه های تکمیل این صفت، ازدواج است. ازدواج ا نسان را از رفتارهای نادرست و خلاف فطرت او دور کردن و از او در قبال آنها محافظت می کند.
د) فواید دینی
ازدواج نمودن علاوه بر سه فواید مذکور، دارای فواید دینی و ارزشی نیز می باشد از جمله:

1. تکمیل دین و فرد: جوانی اوج نشاط و توانایی فرد است. این توانمندی ها می توانند او را به مسیر موفقیت و دوری از انحرافات بکشاند. از دیدگاه اسلام ازدواج کردن باعث می گردد جوان دین و توانمندی هایش را حفظ کند. و آنها را رشد دهد.
2. افزایش دین: ازدواج کردن باعث می گردد جوان ایمانش را افزایش یابد.
3. تعاون در اطاعت: از دیدگاه اسلام، یک انسان مؤمن در صورتی که همسر مؤمن داشته باشد می تواند در شیوه های انجام وظایف دینی اش از تشویق ها، راهنمایی ها و کمک های او بهره مند گردد.
4. جلب رضایت الهی و بهره مندی از پاداش اخروی: از دیدگاه اسلام ارزش ازدواج به اندازه ای است که باعث جلب رضایت خداوند و کسب پاداش اخروی می گردد زیرا عبادت انسان متأهل اجری فراتر از اجر انسان مجرد دارد.
5. زیاد شدن روزی و بهبود وضع اقتصادی: از دیدگاه دین اسلام ازدواج کردن باعث می شود خداوند روزی زن و شوهر را افزایش دهد و آن را از کرم خود غنی کند. به همین علت خطاب به جوانان می فرماید: “هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی ترک کند به خدا سوءظن برده است”، زیرا خداوند می فرمایند: “اگر (زن و شوهر) فقیر باشند، خدا هر کدام را از کرم خود بی نیاز می کند.” بنابراین، ازدواج فواید بسیاری برای ما دارد. اما این فواید در سایه یک ازدواج موفق و سالم به دست می آید. و داشتن ازدواج سالم و موفق در گرو انتخاب همسر مناسب و درست طی کردن مراحل ازدواج است.
فصل اول
ماهیت ازدواج موقت بلند مدت
مبحث اول : اقسام ازدواج موقت
ازدواج موقت می توان بر مبنای مدت آن به دو نوع تقسیم بندی کرد :
اول : ازدواج موقت کوتاه مدت
دوم: ازدواج موقت بلند مدت
در این مجث ابتدا در یک گفتار به صورت مختصر ازدواج موقت کوتاه مدت و احکام و آثار آن را در فقه و قوانین موضوعه را بررسی می کنیم چون در مباحث بعدی در استدلالها به این مبانی نیاز مبرم خواهیم داشت . در یک گفتار نیز به طور مفصل در مورد ماهیت و مبانی ازدواج موقت بلند مدت و همچنین احکام و آثار و ملاک ها و معیارهای تمیز آن با سایر احکام نکاح بررسی می شود.
گفتار نخست : ازدواج موقت کوتاه مدت
خداوند در قرآن کریم فرموده است: و باز یکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود و در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله‎ی علم و حکمت حق آشکار است1.
خداوند متعال با قرار دادن زوجیت در نوع انسانی و با حاکم کردن مودت و رحمت بین آنها برنامه‎ای جامع و کامل جهت تنظیم روابط بین دو جنس زن و مرد وضع کرد. از جمله این برنامه‎ها، حکم نکاح است که گاه در صورت وجود شرایط، بطور دائم و در صورت نبود این شرایط بصورت موقت انجام میپذیرد. در گفتار به نگاهی مختصر به ماهیت نکاح موقت خواهیم داشت و به برخی تردیدها در مورد صحت آن پاسخ داده می شود.
بند اول : تعریف ازدواج موقت
متعه در لغت از ماده‎ی تمتع به معنای لذت و نفع بردن است. عرب می‎گوید: تمتع و استمتع بکذا و من کذا، یعنی مدت زمانی طولانی از چیزی بهره و لذت برد.
استاد جعفر سبحانی در تعریف نکاح متعه چنین می‎نویسد:
“ازدواج موقت عبارت است از اینکه زن آزاد و کامل خود را به ازدواج مردی درآورد (در صورتی که بین او و زوجش، مانعی از نظر خویشاوندی و سببی و رضاعی و نیز محصنه بودن یا در عده بودن و یا موانع دیگر شرعی وجود نداشته باشد) به مهریه معینی و تا زمان مشخصی که بین این دو رضایت و اتفاق نظر وجود داشته باشد.2”
در بین علمای اهل سنّت نیز نکاح متعه به همین تعریف و مفاد فوق شناخته میشود. در دیدگاه ایشان متعه آن است که زنی به نکاح مردی در مدت محدودی درآید و آنگاه پس از انقضای مدت از او جدا شود3. همچنین گفته شده است متعه در اصطلاح آن است که مرد به زنی بگوید خود را به تمتّع من درآور در قبال این دراهم و این مدّت. و زن نیز به او بگوید خود را به متعه تو درآوردم. و یا اینکه مرد به زن بگوید از او تمتع بردم و لازم است در در عقد از لفظ تمتّع استفاده شود4.
سرخسی از علمای حنفی در تعریف نکاح متعه می‎گوید: “توضیح و تفسیر متعه آن است که مردی به زن چنین بگوید: تو را در فلان زمان در مقابل فلان بدل (از مال و عمل) متعه نمودم5.”
بند دوم : دیدگاه اجمالی مذاهب در مورد ازدواج موقت
منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی به خوبی نشان می‎دهد که در زمان رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفه‎ی اول نیز متعه نساء انجام می‎شده است. حتی تا در زمان خلافت خلیفه‎ی دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بوده اما خلیفه‎ی دوم در زمان خلافتش این نوع ازدواج- ازدواج موقت- را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‎شود.
مالکی‎ها، نکاح متعه را باطل و فاعل آنرا معاقب میدانند ولی حدی بر او جاری نمیسازند؛ چون در آن شبهه‎ی قول به جواز وجود دارد. شافعی‎ها نیز نکاح متعه را باطل می‎دانند. حنبلی‎ها آن را باطل دانسته و فقط در موارد ضرورت، آن را مباح می‎دانند، ولی حنفیان در هر صورت به بطلان آن عقیده دارند6.
در میان علمای شیعه،بر مباح بودن متعه یا ازدواج موقت اتفاق نظر وجود دارد و برای اثبات این مسئله، فقها به قرآن و روایات استناد کرده‎اند. در این مجال تنها به بیان نظر دو تن از علمای شیعی اکتفا میکنیم.
سید مرتضی در مورد حلیت نکاح متعه مینویسد:
“آنچه که وارد است از سوی امامیه و بر آن معتقد هستند و ادعا دارند مباح بودن نکاح متعه است. نکاح متعه همان نکاح زمان‎دار است و پیش تر گذشت به اینکه اجماع بر مباح بودن متعه و جود دارد و افراد معروفی در این اجماع وجود دارند؛ همچون امیرالمؤمنین علیه السلام و عبدالله بن عباس رحمه الله علیه و عبدالله مسعود و مجاهد و عطا . ..و ثابت شده است بواسطه‎ی ادله‎ی صحیح از جمله اینکه هر منفعتی ضرری نداشته باشد، چه دور و چه نزدیک مباح است و لذا نکاح متعه مباح است به ضرورت عقل … و از جمله‎ی دیگر دلایل این است که بدون شک هیچ مخالفتی در مباح بودن این نکاح در عهد پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) وجود نداشت. و ادعای حرمت این نکاح بعد از رحلت پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) است. به همین شکل است، ادعای نسخ حکم جواز متعه که باید گفت این نسخ ثابت نشده است و مباح بودنش بواسطه‎ی اجماع ثابت میشود علیه کسانی که ادعای نسخ کردند و اگر روایاتی از پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) که متعه را حرام کرده وجود داشته باشد، باید گفت که همه‎ی این اخبار ضعیف هستند.”
شیخ طوسی (ره) معتقد است نکاح متعه در شریعت اسلام مباح است و آن نکاحی است که مرد عقد می‎کند زن را برای مدت مشخصی و با مقدار مهریه‎ی معلومی که این دو شرط حتماً باید باشد و بواسطه‎ی این دو شرط است که نکاح متعه نسبت به نکاح دائم تمایز پیدا کرده است7.

بند سوم : ادله حلیت نکاح متعه
گفته شد که نکاح متعه در عصر رسول خدا(صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) حلال شمرده می شده و حرمت آن مسئله ایست که در در ده های بعد و در زمان خلیفه دوم جعل شده است و لذا حکم حلیت نکاح متعه مسبوق به حلیت میباشد و نسخ آن محتاج به اقام? دلیل است و این وظیفه ایست که بر عهده قائلین به حرمت این قسم از نکاح است. با این حال کسانیکه به بقای حلیت و مشروعیت آن معتقدند به کتاب و سنت تمسک کرده‎ و ادلّه ای اقامه کردهاند که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم.
الف- دلیل قرآنی:
قرآن کریم درباره‎ی ازدواج موقت می‎فرماید: ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِیضَهً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً 8″
ترجمه: “و حلال شده بر شما به جز موارد یاد شده (موارد تحریم نساء) که به اموال خود طلب کنید در حالیکه خود را حفظ کرده و از سفاح و زنا اجتناب می‎کنید، پس هر گاه از زنان بهره بردید، اجرتشان را که واجب است پرداخت کنید و بر شما باکی نیست در آنچه پس از مهریه توافق کنید، همانا خدا دانا و حکیم است”
در مورد شأن نزول این آیه باید گفت این آیه شریفه از جمله آیات مدنی است که در سال‎های اولیه هجرت به مدینه بر پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) نازل شد. در آن روزگار مسلمانان ازدواج موقت داشتند ولی برخی از آنان اجرت آن را نمی‎پرداختند. پس آیه نازل شد که وقتی از آنان بهره گرفتید اجرتشان را حتماً بپردازید.
البته نکاح متعه، از جمه نکاح‎هایی است که در زمان جاهلیت و پیش از آمدن اسلام نیز مرسوم بوده است. اسلام بر بسیاری از رسم‎ها و مقررات جاهلیت خط بطلان کشید ولی برخی از آن‎ها را با گذاشتن ضوابط و مقرراتی اصلاح و تأیید کرد. نکاح متعه هم از رسم‎های پیش از اسلام بوده که توسط اسلام اصلاح و تصحیح شده است و در همان زمان‎ها، با همین لفظ متعه شناخته می‎شده و آیه شریفه هم طبق محاورات عرفی آن زمان نازل گردیده است.
در کتاب جاهلیت و اسلام درباره ازدواج موقت آمده است:
“ازدواج موقت در زمان جاهلیت چنین بود که عقد شخصی میان مرد و زن غیر باکره‎ای انجام می‎گرفت که به موجب آن، تا زمان معینی در مقابل بهره از زن پول معینی پرداخت می‎شد و چنین ازدواجی با سرآمدن زمانش پایان می‎یافت9.”
امّا از حیث دلالت این آیه روشن است که این آیه مربوط به ازدواج موقت است زیرا: اولاً در آیات قبل، حکم ازدواج دائم و حکم مهر آن به روشنی بیان شده و تکرار آن بدون وجه است؛ ثانیاً: در ازدواج دائم به مجرد اجرای صیغه‎ی عقد ازدواج، مهر بر عهده‎ی شوهر واجب می‎شود و پرداخت نصف آن قبل از آمیزش در صورت مطالبه‎ی همسر واجب است، در حالیکه در این آیه وجوب آن بر استمتاع و کام‎جویی شوهر از همسر خویش مترتب شده است. احمد بن حنبل در “مسند” و ابوبکر حصاص در “احکام القرآن” و ابوبکر بیهقی در “السنن الکبری” و قاضی بیضاوی در انوار التنزیل و ابن کثیر در “تفسیر القرآن الکریم” و جلال الدین سیوطی در “درالمنثور” و قاضی شوکانی در “تفسیر فتح القدیر” و شهاب ادین آلوسی در “روح المعانی” از جمله مؤیدین نزول آیه در نکاح متعه هستند. لذا برخی از صحابه آیه را با تفسیرش اینگونه تلاوت می‎نمودند ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِیضَهً ” پس در میان علمائی که نظر به حلیت نکاح متعه دارند می‎توان نظرات برخی از علمای اهل سنت مبنی بر حلیت نکاح متعه را هم مشاهده کرد.
ب- ادله روایی:
دلیل دوم باقی ماندن نکاح متعه بر مشروعیت خویش، روایات بسیار زیادی است که از شیعه و سنی در این باب نقل شده است. از علمای شیعه، شیخ حر عاملی (م 1104) در کتاب وسائل الشیعه، 134 روایت در 46 باب برای نکاح متعه نقل کرده که در این صورت، ادعای تواتر آنها بعید نیست برای نمونه دو روایت را نقل می‎کنیم:
– “عن ابی مریم عن ابی عبدالله علیه السلام قال: المتعه نزل بها القرآن و جرت بها السنه من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم” امام صادق علیه السلام فرمود: در مورد متعه آیه قرآن نازل و سنت پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) در آن جاری شده است.
– “ابن سنان عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی حرم علی شیعتنا المسکر من کل شراب و عوضهم من ذلک للمتعه.” امام صادق علیه السلام فرمودند: “خداوند تبارک و تعالی بر شیعیان ما شراب و مسکر را حرام ساخته و در مقابل آن، متعه را برای آنان قرار داده است.”
– کلینی به سندش از ابوبصیر نقل کرد که گفت: “از امام باقر علیه السلام درباره‎ی متعه سوال کردم؟ فرمود: در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به…. فریضه”.
– و نیز به سندش از عبدالرحمن بن ابی عبدالله نقل کرده که گفت: شنیدم که ابوحنفیه از امام صادق علیه السلام درباره متعه سوال می‎کرد حضرت به او فرمود: درباره کدامین متعه سؤال می‎کنی؟ گفت: از شما درباره حج تمتع سؤال کردم خبر بده مرا از متعه‎ی زنان، آیا این کار حق است؟ حضرت فرمود: منزه است خداوند متعال آیا کتاب خدا را می‎خوانی ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِیضَهً ” ابوحنفیه گفت: به خدا سوگند گویا این آیه‎ای بود که من آن را هرگز قرائت نکرده بودم.
علاوه بر منابع شیعی، در منابع و کتب حدیثی اهل سنت نیز روایات متعددی در جواز و حلیت متعه وارد شده است. روایات بسیاری در مورد حلیت متعه در زمان رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) و خلافت ابی بکر و قسمتی از خلافت عمر بن خطاب وجود دارد که علامه سید جعفر مرتضی عاملی بیش از صد و ده روایت را به این مضمون از کتب اهل سنت نقل کرده است.در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
– در صحیح مسلم از قول جابر آمده است: “کنا نستمتع بالقبضه من القمر و الدقیق الایام علی عهد رسول الله (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) و ابی بکر حتی- ثمه- نهی عنه عمر” ما در عهد رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) و ابی بکر متعه می‎کردیم تا آنکه عمر آن را نهی کرد10.
– زمخشری در کشاف از قول ابن عباس می‎گوید: “همانا آیه‎ی متعه محکم است و نسخ نشده است11.”
– عمران بن حصین می‎گوید: “آیه متعه بر پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) نازل شد و آیه‎ای بعد از آن در نسخ متعه بر پیامبر نازل نگشت. رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) ما را به آن امر نمود و لذا با وجود رسول خدا از متعه بهره می‎جستیم رسول خدا از دنیا رفت در حالیکه ما را از آن نهی نفرمود تا آنکه شخصی به رأی خود هر چه خواست گفت.
ابن حجر عسقلانی از علماء اهل سنت بیان میکند که تنها از ابن جریح، هجده حدیث در حلیت متعه رسیده است.
– مسلم از جابر بن عبدالله و سلمه بن الاکوع نقل می‎کند: “منادی رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) بر ما وارد شد و فرمود: رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) به شما اذن داده که متعه کنید. در تعبیری دیگر چنین آمده است: رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) بر ما وارد شد و اذن داد که متعه کنیم.”
– مسلم در کتاب صحیح به سندش از ابی نغره نقل می‎کند: ما نزد جابر بن عبدالله بودیم که شخصی نزد او آمد و گفت: این عباس و ابن زبیر در متعه النکاح و متعه الحج اختلاف نظر دارند. جابر در جواب فرمود: ما این دو نوع متعه را با رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) انجام می‎دادیم تا اینکه عمر از آن دو نهی کرد و ما دیگر انجام ندادیم.
– مسلم در صحیح از عروه بن الزبیر نقل می‎کند: “عبدالله بن زبیر روزی در مکه در میان جمعی گفت گروهی که خدا قلب‎هایشان را کور کرده همانند چشم‎هایشان به متعه فتوا می‎دهند. (منظور او ابن عباس بود) ابن عباس جواب داد: تو از حق منحرفی، به جان خودم متعه در زمان رسول خدا انجام می‎شد. ابن الزبیر به او گفت: اگر راست می‎گویی انجام ده، به خدا سوگند اگر انجام دهی تو را سنگسار می‎کنم.”

ج- سیره‎ی اصحاب
یکی از دلایل مشروعیت و بقای حلیت نکاح متعه، سیره‎ی اصحاب پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) است. بسیاری از اصحاب هم به حلیت معتقد بودند و هم در عمل آن را انجام می‎دادند. علامه امینی حدود بیست نفر از اصحاب و تابعینی را نام می‎برد که به بقای حلیت متعه معتقد بودند. اسامی آنها عبارت است از:
1- امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام؛ 2- ابن عباس پسر عموی پیامبر (صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم) معروف به حبر الامه؛ 3- عمران بن حصین خزاعی؛ 4- جابربن عبدالله انصاری؛ 5- معاویه بن ابی سفیان؛6- سلمه بن امیه جمحی؛ 7- عبدالله بن مسعود الهذلی؛ 8- عبدالله بن عمر عدوی؛ 9- ابوسعید حذری انصاری؛ 10- معبد بن امیه جمحی؛ 11- زبیر بن عوام قرشی؛ 12- خالدبن مهاجر؛ 13- حکم؛ 14- عمرو بن حدیث قرشی؛ 15- أبی بن کعب انصاری؛ 16- ربیعه بن امیه ثقفی؛ 17- سعید بن جبیر؛ 18- طاووس یمانی؛ 19- عطاء ابومحمد یمانی؛ 20- سدی.
بنابراین نمی توان رای دست کم بیست نفر از اصحاب و تابعین را کنار گذاشت و تنها رای یک صحابی را در مورد نهی و نسخ نکاح متعه پذیرفت.
ج- دلیل عقلی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید